X
تبلیغات
ناهوک آنلاین

ناهوک آنلاین

فضائل ایمان

راز ایمان ←کلمه لا اله الا الله                               دل ایمان ← تلاوت قرآن

نور ایمان ← راست گفتن قرآن                           حلاوت ایمان ←پاک بودن

مغز ایمان ←دعا کردن                                      بزرگی ایمان ←ذکر الله

شرط ایمان ←حلال دانستن                               ریشه ایمان ← اخلاص داشتن

وطن ایمان ←دل مومن                                      میوه ایمان ← روزه گرفتن

بذر ایمان ← عمل کردن                                    برگ ایمان ← تقوا داشتن

تاریکی ایمان ← دروغ گفتن                               تنگی ایمان ← بی نماز بودن

   نتیجه ایمان ← نماز خواندن
+ نوشته شده در  یکشنبه 25 تیر1391ساعت 21:35  توسط ناهوک آنلاین  | 

به سلامتی اونایی که ...

به سلامتی‌ اون دختری که وقتی‌ تو خیابون یه لکسوز واسش بوق میزنه بازم سرشو میندازه پایین و زیر لب میگه: اگه ۷۳۰ هم
داشته باشی‌… چرخ پراید عشقمم نیستی!!!

به سلامتی همه ی اونایی که مارو همین جوری که هستیم دوس دارن وگرنه بهتر از ما رو که همه دوس دارن….

آمریکایی ها تو فکر اینن که کی برن مریخ… ما ایرانی ها نهایت فکرمون اینه که کی بریم تایلند !
سلامتی ماایرانیا

سلامتی پاک کن که به خاطر اشتباه دیگران خودشو کوچیک میکنه….

یکی از ترس ناک ترین جملات دوران مدرسه ،این بود که :
"
یه برگه از کیفتون بیارید بیرون"
به سلامتیه بچه مدرسه ای ها

بسلامتی بی ارزش ترین پول دنیا “تومن” چون هم تو هستی توش، هم من

به سلامتی اونایی که اگه صد لایه ایزوگامشون هم بکنن بازم معرفت ازشون چیکه میکنه

سلامتی اونایی که دوسشون داریم و نمیفهمن … آخرشم دق میدن مارو

صلامتی همه کلاس اولی ها که تازه امسال یاد میگیرن سلامتی درسته نه صلامتی!

به سلامتی مهره های تخته نرد که تا وقتی رفیقشون تو حبس حریف به احترامش بازی نمی کن….

سلامتیه دوست نازنینی که گفت: قبر منو خیلی بزرگ بسازین…. چون یه دنیا ارزو با خودم به گور میبرم…..!

به سلامتی کسی که بهش زنگ میزی…..خوابه….ولی واسه این که دلت رو نشکنه میگه:خوب شد زنگ زدی….باید بیدار میشدم.

به سلامتی آر دی…نه به خاطر موتور پیکانش…. به خاطره اینکه تو حسرت پژو ِ …!

سلامتی پسر بچه های قدیم که پشت لبشونو با ذغال سیاه می کردن که شبیه باباهاشون شن.نه مث جوونای امروز ابروهاشونو نازک می کنن که شبیه ماماناشون شن.

به سلامتی رفیقی که تو رفاقت کم نذاشت ولی کم برداشت تا رفیقش کم نیاره….

+ نوشته شده در  شنبه 21 آبان1390ساعت 22:18  توسط ناهوک آنلاین  | 

معنی شهادة ان لا اله الا الله و ان محمدا رسول الله

 و غیر او دیگر هیچ موجودی حق بندگی را نداشته و سزاوار ان نیست و هر فرد مسلمان باید این کلمه را بر زبان نطق کند و بر قلب خود تصدیق نماید و به افعال و سلوک خود ظاهر کند

پس همین است شهاده ان لا اله الا الله و توحید خدا در عبادت و این است معنی کفر به طاغوتها و ایمان به خدا در قول خداوند (فمن یکفر بالطاغوت و یومن بالله فقد استمسک بالعروة الوثقی لا انفصام لها ...) *1 ترجمه:پس هر کسیکه به طاغوت < شیطان و بتها و غیره > کفر بورزد و به خدا ایمان بیاورد به محکم ترین دستاویزی در اویخته است که اصلا گسستن ندارد.

و هر چیزی که بغیر از خداوند پرستش کرده شود بر ان طاغوت اطلاق می شود چنانچه امام مالک گفته است چه از حیوان باشد ویا از انسان باشد و سنگ و قبه و غیره .

و معنی ایمان به الله مختص کردن عبادت فقط برای خداوند است که با کمال محبت او بعمل اید و بی نهایت در حد انکسار و عاجزی انجام گیرد . و مسلمان باید فقط از او اطاعت کند و تسلیم امر او گرددو همین است حقیقت معنی (لا اله الا الله ) چنانچه رسول (صلی الله علیه و سلم ) به وفد طایفه عبد القسیس فرمودند که ایمان چیست ؟ فرمودند (( شهادة ان لا اله الا الله ...)).

و معنی ((شهادة ان محمدا رسول الله )) گواهی دادن و به یقین دانستن است که محمد (صلی الله علیه واله وسلم) رسول خدا است و خداوند ایشانرا برای تبلیغ رسالت مامور کرده است و پیروی کردن از او به هر چه که امر کند و یا از ان منع کند واجب است پس هر کس از سنت او اعراض کند مسیرش اتش دوزخ است و همچنان باید یقین کرد که ایشان رسالت خود را کاملا برای مردم بیان کرده اند و ایشان را خداوند به رسالت اکرام نموده اند ولی او را شریک عبادت با خداوند قرار دادن هر گز جایز نیست

+ نوشته شده در  شنبه 21 آبان1390ساعت 21:45  توسط ناهوک آنلاین  | 

مردی در عالم رویا ...

مردی در عالم رویا فرشته ای را دید

که در یک دستش مشعل

و در دست دیگرش سطل آبی گرفته بود

و در جاده ای روشن و

تاریک راه می رفت

مرد جلو رفت و از فرشته پرسید :

این مشعل و سطل آب را کجا می بری ؟

فرشته جواب داد :

می خواهم با این مشعل بهشت را آتش بزنم

و با این سطل آب ؛ آتش های جهنم را خاموش کنم .

آن وقت ببینم چه کسی واقعا" خدا را دوست دارد"

+ نوشته شده در  شنبه 21 آبان1390ساعت 21:26  توسط ناهوک آنلاین  | 

چهارمین دانش‌آموز چابهاری درگذشت

a«برهان الدین بلیده» دانش‌آموز مصدوم حادثه‌ی خوابگاه چابهار که ۶۰ درصد دچار سوختگی شده بود، دقایقی پیش در بیمارستان شهید مطهری تهران درگذشت.

به گزارش مهر، روز چهارشنبه 4 آبانماه، در یکی از اتاقهای خوابگاه شبانه‌روزی دانش‌آموزی دبیرستان وابسته به دانشگاه علوم دریانوردی چابهار، واقعه‌ی آتش‌سوزی رخ داد که طی آن دو دانش آموز به نامهای «قاسم حیرتی و قنبر قریب» در همان روز فوت و 3 تن دیگر آسیب جدّی دیدند.

پس از انتقال زمینی 3 دانش آموز مصدوم با آمبولانس به زاهدان و سپس تهران، هر 3 آنان در بیمارستان «شهید مطهری» بستری شدند که به فاصله کمتر از 2 روز «فرشید درزاده» دانش‌آموزی که ۹۰ درصد دچار سوختگی شده بود، جان باخت.

«خالد بلیده» پدر دانش‌آموز «برهان‌الدین بلیده» دیروز پنجشنبه در گفتگو با خبرنگار مهر گفت، فرزندش که دچار ۶۰ درصد سوختگی شده بود، دقایقی پیش تسلیم مرگ شد.

از واقعه‌ی آتش‌سوزی خوابگاه مدرسه شبانه‌روزی چابهار همکنون «جمال رئیسی» زنده مانده است. تاکنون هیچ یک از مسؤولان این مدرسه شبانه‌روزی و دانشگاه علوم دریانوردی چابهار مسؤولیت آنرا به عهده نگرفته‌اند.

+ نوشته شده در  شنبه 21 آبان1390ساعت 21:7  توسط ناهوک آنلاین  | 

عید قربان بر عموم مسلمین جهان مبارک ....

عید قربان

 

بگذر از فرزند و جان و مال خویش / تا خلیل اللّه ِ دورانت کنند

سَر بِنه بر کف، برو در کوی دوست / تا چو اسماعیل، قربانت کنند . . .

عید قربان بر مسلمین عالم مبارک ...

+ نوشته شده در  یکشنبه 15 آبان1390ساعت 14:41  توسط ناهوک آنلاین  | 

داستان آموزنده و مفید

آنکه می تواند انجام می دهد و آنکه نمی تواند انتقاد می کند :

 

 

روزی مردی داخل چاله ای افتاد و بسيار دردش گرفت ...

 

یک روحانی او را دید و گفت :حتما گناهی انجام داده ای!

 

یک دانشمند عمق چاله و رطوبت خاک آن را اندازه گرفت

 

یک روزنامه نگار در مورد دردهایش با او مصاحبه کرد!

 

یک یوگيست گفت : این چاله و همچنين دردت فقط در ذهن تو هستند در واقعيت وجود ندارند!!!

 

یک پزشک برای او دو قرص آسپرین پایين انداخت!

 

یک پرستار کنار چاله ایستاد و با او گریه کرد!

 

یک روانشناس او را تحریک کرد تا دلایلی را که پدر و مادرش او را آماده افتادن

 

به داخل چاله کرده بودند پيدا کند!

 

یک تقویت کننده فکر او را نصيحت کرد که : خواستن توانستن است!

 

یک فرد خوشبين به او گفت : ممکن بود یکی از پاهات رو بشکنی!!!

 

سپس فرد بیسوادی گذشت و دست او را گرفت و او را از چاله بيرون آورد...!

+ نوشته شده در  دوشنبه 18 مهر1390ساعت 23:8  توسط ناهوک آنلاین  | 

دختر 17 ساله ای که بزرگ نمی شود +عکس

www.taknaz.ir - دختر 17 ساله ای که بزرگ نمی شود +عکس

"بروک گرینبرگ” ( Brooke Greenberg ) دختری ۱۷ ساله که در بدنی ۷۶ سانتیمتری و ذهنی به بلوغ ذهن کودکی یک ساله گرفتار شده است و اختلالی به نام سندروم ایکس دارد به گونه ای اتفاقی در جریان کشف جدید علمی قرار گرفته است.
 
مطالعه بر روی DNA این دختر ۱۷ ساله نشان داده است اختلالی که او از آن رنج می برد با معیوب بودن ژنی که مسئول رشد و سالخوردگی در دیگر انسانها به شمار می رود در ارتباط است.دانشمندان امیدوارند با بررسی بیشتر DNA این بیمار دیدگاهی جدید را در رابطه با فرایند سالخوردگی به دست آورده و به ارائه درمانهای جدیدی برای مداوای بیماری های ناشی از این رویداد طبیعی بپردازند.
 
طی کنفرانس انجمن سلطنتی انگلستان که در هفته جاری در لندن آغاز خواهد شد بسیاری از محققان فرایند کهولت سن با حضور در این کنفرانس درباره نتایج به دست آمده از پرونده بروک به بحث و گفتگو خواهند پرداخت تا به این شکل بتوانند برخی از اسرار سالخوردگی و رشد را آشکار سازند.

www.taknaz.ir - دختر 17 ساله ای که بزرگ نمی شود +عکس


 به گفته محققان یک جهش ژنتیکی رشد و بزرگ شدن این بیمار را تحت کنترل دارد و در صورتی که بتوان ژنوم او را با یک ژنوم عادی مقایسه کرد شاید بتوان به ژنهای جهش یافته و معیوب دست پیدا کرده و به چگونگی عملکرد و کنترل احتمالی آنها پی برد.
 
 
محققان معتقدند در نهایت این مورد شانسی خواهد بود تا بتوان به کمک آن پاسخ برخی از پرسشها را درباره میرا بودن انسان مورد بررسی قرار داد.نتایج نهایی این تحقیقات شاید منجر به کشف شیوه های درمانی شود که می توانند عمر طولای تری را برای انسانها به ارمغان آورند.    منبع:تکناز

+ نوشته شده در  پنجشنبه 7 مهر1390ساعت 20:18  توسط ناهوک آنلاین  | 

خدا چه میخورد؟چه میپوشد؟چه میکند؟

حکايت است که پادشاهي از وزيرخدا پرستش پرسيد : 
بگو خداوندي که تو مي پرستي چه مي خورد، چه مي پوشد ، و چه کار مي کند و اگر تا فردا جوابم نگويي عزل مي گردي!!!
وزير سر در گريبان به خانه رفت ...
وي را غلامي بود که وقتي او را در اين حال ديد پرسيد که او را چه شده؟
و او حکايت بازگو کرد.
غلام خنديد و گفت : اي وزير عزيز اين سوال که جوابي آسان دارد.
وزيز با تعجب گفت : يعني تو آن ميداني؟ پس برايم بازگو ؛ اول آنکه خدا چه ميخورد؟
 - غم بندگانش را، که ميفرمايد من شما را براي بهشت و قرب خود آفريدم. چرا دوزخ را برميگزينيد؟
 -  آفرين غلام دانا.
 - خدا چه ميپوشد؟
 - رازها و گناه هاي بندگانش را
 - مرحبا اي غلام
 وزير که ذوق زده شده بود سوال سوم را فراموش کرد و با شتاب به دربار رفت و به پادشاه بازگو کرد
ولي باز در سوال سوم درماند، رخصتي گرفت و شتابان به جانب غلام باز رفت و سومين را پرسيد.
 غلام گفت : براي سومين پاسخ بايد کاري کني.
- چه کاري ؟
- رداي وزارت را بر من بپوشاني، و رداي مرا بپوشي و مرا بر اسبت سوار کرده و افسار به دست به درگاه شاه ببري تا پاسخ را باز گويم.
وزير که چاره اي ديگر نديد قبول کرد وبا آن حال به دربار حاضر شدند
پادشاه با تعجب از اين حال پرسيد اي وزير اي چه حاليست تو را؟
 و غلام آنگاه پاسخ داد که اين همان کار خداست اي شاه که وزيري را در خلعت غلام و غلامي را در خلعت وزيري حاضر نمايد.
پادشاه از درايت غلام خوشنود شد و بسيار پاداشش داد و او را وزير دست راست خود کرد
+ نوشته شده در  چهارشنبه 6 مهر1390ساعت 22:42  توسط ناهوک آنلاین  | 

داستان مداد

پسرک پدربزرگش را تماشا کرد که نامه ای می نوشت .
بالاخره پرسید :
- ماجرای کارهای خودمان را می نویسید ؟ درباره ی من می نویسید ؟
پدربزرگش از نوشتن دست کشید و لبخند زنان به نوه اش گفت :
- درسته درباره ی تو می نویسم اما مهم تر از نوشته هایم مدادی است که با آن می نویسم .
می خواهم وقتی بزرگ شدی مانند این مداد شوی .
پسرک با تعجب به مداد نگاه کرد و چیز خاصی در آن ندید .

- اما این هم مثل بقیه مدادهایی است که دیده ام .
- بستگی داره چطور به آن نگاه کنی . در این مداد 5 خاصیت است که اگر به دستشان بیاوری ، تا آخر عمرت با آرامش زندگی می کنی .
صفت اول :
می توانی کارهای بزرگ کنی اما نباید هرگز فراموش کنی که دستی وجود دارد که حرکت تو را هدایت می کند .
اسم این دست خداست .
او همیشه باید تو را در مسیر ارده اش حرکت دهد .
صفت دوم :
گاهی باید از آنچه می نویسی دست بکشی و از مداد تراش استفاده کنی . این باعث می شود مداد کمی رنج بکشد اما آخر کار ، نوکش تیزتر می شود .
پس بدان که باید رنج هایی را تحمل کنی چرا که این رنج باعث می شود انسان بهتری شوی .
صفت سوم :
مداد همیشه اجازه می دهد برای پاک کردن یک اشتباه از پاک کن استفاده کنیم .
بدان که تصیح یک کار خطا ، کار بدی نیست . در واقع برای اینکه خودت را در مسیر درست نگهداری مهم است.
صفت چهارم :
چوب یا شکل خارجی مداد مهم نیست ، زغالی اهمیت دارد که داخل چوب است .
پس همیشه مراقبت درونت باش چه خبر است .
صفت پنجم :
همیشه اثری از خود به جا می گذارد .
بدان هر کار در زندگی ات می کنی ردی به جا می گذارد و سعی کن نسبت به هر کاری می کنی هوشیار باشی و بدانی چه می کنی

+ نوشته شده در  چهارشنبه 6 مهر1390ساعت 22:24  توسط ناهوک آنلاین  |