ناهوک آنلاین

پیام تسلیت شیخ الاسلام مولانا عبدالحمید بمناسبت درگذشت آیت الله منتظری

بمناسبت درگذشت آیت الله منتظری، شیخ الاسلام مولانا عبدالحمید امام جمعه اهل سنت زاهدان پیام تسلیتی صادر نمودند که متن آن بشرح ذیل می باشد:
 
بسم الله الرحمن الرحیم
«انالله وانا اليه راجعون»
«مَوتُ العَالِمِ مَوتُ العَالَم»
حضرت آیت الله منتظری از مراجع عظام شیعه، از سرمایه های علمی کشور و شخصیات شاخص جهان اسلام بود.

درگذشت ایشان ضایعۀ اسفناکی برای حوزه های علمیه و جامعه علمی می باشد. ایشان در طول زندگی شان علاوه بر خدمات علمی و فقهی در به ثمر رساندن انقلاب اسلامی همواره در کنار رهبر فقید انقلاب اسلامی قرار داشتند و در این راستا مدتها در زندان بسر بردند. پس از پیروزی انقلاب اسلامی نیز تلاشهای زیادی در مورد رعایت نظم و قانون نموده، در جهت وحدت امت اسلامی علی الخصوص شیعه و سنی گامهای مؤثری برداشتند و هفته وحدت از جمله پیشنهادات و ابتکارات این عالم و فقیه عالیقدر بود که بنیان گذار جمهوری اسلامی نیز آن را تصویب نمود. ایشان تا زمانیکه در صحنه سیاسی کشور نقش داشتند همواره اهل سنت جهت رفع مشکلات به ایشان مراجعه می نمودند که ایشان نیز بذل توجه می فرمودند.
این ضایعه مولم را به بیت مکرم ایشان و نیز حوزه های علمیه و جامعه علمی کشور تسلیت گفته، از خداوند منان برای ایشان تقاضای علو درجات و برای بازماندگان صبر جمیل و اجر جزیل خواستاریم.
مولانا عبدالحمید امام جمعه اهل سنت زاهدان
+ نوشته شده در  دوشنبه 30 آذر1388ساعت 14:56  توسط ناهوک آنلاین  | 

پیام تسلیت جامعه روحانیت اهل سنت استان سیستان و بلوچستان بمناسبت درگذشت آیت الله منتظری

بسم الله الرحمن الرحیم
 

«انا لله و انا اليه راجعون»

در گذشت و ارتحال اسفناک مرجع عالیقدر حضرت آیت الله منتظری را به خانواده محترم ایشان، حوزه های علمیه، جامعۀ علمی کشور و عموم مردم مسلمان تسلیت می گوئیم.

ایشان بحق یکی از مراجع روشنفکر، عالم و فقیهی بودند که خدمات شایسته ای برای ملت مسلمان انجام دادند. مبارزات و تلاشهای خستگی ناپذیر ایشان در کنار امام راحل برای به ثمر رساندن انقلاب اسلامی ایران از خدمات بر جسته و ارزنده ایشان است، نیز سعی و تلاش ایشان برای وحدت امت اسلامی و پیشنهاد هفته وحدت که یکی از افتخارات نظام اسلامی و ابتکارات این مرجع بزرگوار است، قابل تقدیر و تجلیل می باشد.

 
چاین ضایعه بزرگ را به خانوادۀ محترم ایشان، مقلدین، دوست داران و حوزه های علمیه و جامعه علمی تسلیت گفته از خداوند عزوجل تقاضای علو درجات برای ایشان و صبر جمیل و اجر جزیل برای بازماندگان مسئلت داریم.

والسلام

جامعه روحانیت اهل سنت استان سیستان و بلوچستان
 
 
+ نوشته شده در  دوشنبه 30 آذر1388ساعت 14:53  توسط ناهوک آنلاین  | 

کلاغ دانا ترين پرندگان است

کلاغ دانا ترين پرندگان است

مروة عزمی مختار جنينة

وقتي كه قابيل هابيل به قتل رساند، او را رها ساخت و وحيران ماند و نمى‏دانست با آن، چه كند. خداوند دو كلاغ را چنين مأموريت داد كه يكى از آنها ديگرى را بكشد و با منقار و پاهايش چاله‏اى براى آن بكند و سپس او را در آن چاله افكنَد. هنگامى كه قابيل ملاحظه كرد، آن كلاغ چگونه كلاغ ديگر را مدفون ساخت، دلش به رحم آمد و دوست نداشت عاطفه‏اى كمتر از آن داشته باشد، از اين رو برادرش را در زير خاك نهان ساخت، حيرت زده و غمگين و پشيمان از كرده خويش با خود گفت: آيا شايسته است كه من عاطفه و مهرى كمتر از اين كلاغ داشته باشم! اين سخن را خداوند سبحان اين گونه بيان فرموده است:

فَبَعَثَ اللّهُ غُرَاباً يَبْحَثُ فِي الأَرْضِ لِيُرِيَهُ كَيْفَ يُوَارِي سَوْءةَ أَخِيهِ قَالَ يَا وَيْلَتَا أَعَجَزْتُ أَنْ أَكُونَ مِثْلَ هَـذَا الْغُرَابِ فَأُوَارِيَ سَوْءةَ أَخِي فَأَصْبَحَ مِنَ النَّادِمِينَ[المائدة : 31]

پس از آن خداوند کريم زاغی را ( کلاغ)فرستاد( که کلاغی ديگری را کشته بود)تا زمين بکاود وبه او نشان دهد چگونه جسد برادرش را دفن کند.( هنگامی که ديد که آن زاغ چگونه زاغ  که کند پنهان کرد)قابيل گفت: وای بر من ! آيا من نميتوانم مثل اين کلاغ باشم وجسد برادرم را دفن کنم؟!  پس ( سر انجام از ترس رسوائی و بر اثر فشار وجدان ،از کرده خود پشيمان شد و) از زمرۀافراد پشيمان گرديد .

کلاغ مرده را دفن ميکند

 چرا خداوند پاک کلاغ را برای آموختن حاک سپاری مرده به انسان می فرستد ؟ اکتشافات انجام شده روی پرندگان نشان می دهد که کلاغ دانا ترين پرندگان است و و يژگيهائی دارد که آنرا از ديگر پرندگان جدا می کند ،از مهمترين آنها يکی اينکه حجم مغز آن نسبت به ساير پرندگان بزرگتر است،وديگر اينکه مرده خود را بخاک دفن می کند. وقتی کسی از کلاغها می ميرد،کلاغ ديگر با منقار وچنگالهای خود گور می کند وپس از آن بالهای کلاغ مرده را با گرد می کند وبه کنار بدن آن می آورد ( مثل انسانها) ،وپس از آن مرده را با احترام بلند می کند ودر قبر خود می گذارد وبعد روی آن خاک می ريزد. حتی کلاغی که مرتکب گناه می شود در داد گاه کلاغان گناهگار حساب شده وبه اعدام محکوم می شود و او را بامقار های خود می کشند نيز توسط يکی از کلاغها برای خاکسپاری برده می شود وبهمان ترتيب بخاک سپرده می شود.

بايد مرده به خاک دفن شود: 

فرستادن کلاغ برای آموزش دادن خاکسپاری مرده به انسان، به اين معنی است که مرده می بايست به خاک سپرده شود. و مرده ضمن اينکه خوراکی برای درندگان می شود و می گندد و خاک سپردن آن احترامی به فرد مرده است، هنگاميکه تحليل می رود و در جو پراکنده می شود بيماريهائی را ايجاد می کند. بنابر اين چنانکه آيه مطرح نموده، دين از دير زمان به انسان ياد داده بوده که مرده را می بايست به خاک سپرد.

منبع:

www.55a.net

+ نوشته شده در  شنبه 28 آذر1388ساعت 19:36  توسط ناهوک آنلاین  | 

عجیب ترین و بزرگترین خودکشی* دسته جمعی* تاریخ! +عکس

عجیب ترین و بزرگترین خودکشی* دسته جمعی* تاریخ! +عکس



جیم جونز رهبر یک فرقه مذهبی است که با افکار پوچ و عقب افتاده خود جان مردم را به بازی گرفت. به طور کلی فرقه*های مذهبی ایدئولوژیک همواره تلخ ترین صحنه*ها را در تاریخ بشر ساخته اند و اکثر اوقات مایه ننگ تاریخ یک کشور بوده اند.
جیمز جونز مردی از ایالت ایندیانا با دادن وعده برابری «سیاه» و «سفید» عده*ای از مردم را به دنبال خود کشید. دو دلیل زیر بیشترین تاثیر را در اعتماد مردم به حرف های وی داشته است: 1 - دهه شصت و اوایل هفتاد اوج نژادپرستی های امریکا بود 2- مردم از توهمات و عواقب جنگ ویتنام خسته بودند.



جونز هم مثل تمامی رهبران مذهبی ایدئولوژیک در جهان در بی هویتی و سردرگمی مردم, خود را مطرح کرد و از خود هویت ساخت و به عبارت دیگر از اب گل آلود ماهی گرفت و خود را عنوان کرد. وعده سرزمین موعود را داد و با سخنرانی در کلیسای خودش (موسوم به معبد مردم) و همین طور در کالیفرنیا تعداد زیادی از مردم را دور خود جمع کرد و حتی در یکی از سخنرانی هایش چنین گفت: "اگر وجود خدا را در من ببینید اشکالی ندارد" و از زاویه ی دیگر می توان چنین دید که کشیش جونز ادعای خدایی می کرده. در سخرانی های بعدی خود قدم های فراتری برداشت و عنوان کرد امریکا دیگر جای ماندن ما نیست و ما باید به سرزمین موعودی مهاجرت کنیم که نه دغدغه ی مالی داشته باشیم و نه از بمب اتمی بترسیم و در نتیجه یک روز همه را به دور خود جمع کرد و فرمان هجرت داد, هجرت به عمق جنگل های گویانا (کشوری کوچک در امریکای جنوبی). بلافاصله بعد رفتن به جنگل های گوانا, شهر رویاهای خود و یا همان سرزمین موعود را ساخت و نامش را "جونز تاون" گذاشت و شروع به فرستادن تصاویر ویدیویی گرفته شده از این شهر به امریکا کرد تا مردم بیشتری را به سمت خود بکشد.
هنوز ده الی یازده ماه از ساخته شدن شهر نگذشته بود که گزارشاتی از "جونز تاون" به امریکا رسید که در آن نشان می داد کسانی که قصد خروج از شهر را دارند علاوه بر این که اجازه این کار را دریافت نمی کنند بلکه شکنجه هم می شوند و در ادامه این گزارشات بستگان کسانی که به گوانا رفته بودند دست به دامن مقامات سیاسی امریکا شدند. بعد از این تقاضاهای دسته جمعی دولت امریکا یک سناتور به نام "رایان" به همراه تعدادی از خبرنگاران را به "جونز تاون" فرستاد.

بعد از ورود بی سر و صدای رایان و همراهانش به این شهر عده ا ی نزد رایان رفتند تا مقدمات فرارشان را فراهم کند که این خبر به گوش جونز رسید و بلافاصله دستور قتل آن ها را داد (رایان, خبرنگاران و مراجعه کنندگان به سناتور). سی دقیقه بعد این کشته شدن ها، جونز مردم را جمع کرد و اینچنین گفت: «اول کودکان و بعد خودتان سیانور بخورید تا با هم بمیریم». یک الی دو ساعت بعد از شهر رویاهای جونز 1900 جنازه باقی مانده بود.
+ نوشته شده در  شنبه 28 آذر1388ساعت 18:50  توسط ناهوک آنلاین  | 

هدایت یافتگان _ فیلم

فيلم بت شكن

  

  ذخیره (دانلود) فایـل

 هدايت يافتن يك آمريكايى

  

  ذخیره (دانلود) فایـل

 

 

مسلمان شدن يك دزد در نيويورك (آمريكا) توسط اخلاق يك مسلمان

 

  

  ذخیره (دانلود) فایـل

منبع : سایت مهتدین

+ نوشته شده در  پنجشنبه 26 آذر1388ساعت 13:1  توسط ناهوک آنلاین  | 

46 مجروح درسقوط اتوبوسي به دره ؛ سراوان

46 مجروح درسقوط اتوبوسي به دره ؛ سراوان
گروه استان ها - اتوبوس حامل دانشجويان دانشکده کشاورزي سراوان به دره اي سقوط کرد.

فرماندارسراوان گفت: اتوبوس حامل46 دانشجوي دانشکده کشاورزي سراوان امروز
در مسير حرکت به دهستان ناهوک به دره سقوط کرد.
سجادي افزود: به محض وقوع حادثه نيروهاي امدادي ، اورژانس ، هلال احمر و نيروهاي مردمي به محل اعزام و مجروحان حادثه را به بيمارستان رازي سراوان منتقل کردند.
فرماندار سراوان گفت13 نفرازمجروحان سر پايي مداوا و 32 نفردر اين بيمارستان بستري شدند و يک نفر به علت شدت جراحات به زاهدان اعزام شد .
وي علت اين تصادف را سرعت غير مجاز راننده اتوبوس اعلام کرد .
فرماندار سراوان افزود اين دانشجويان عازم بازديد از طرحهاي کشاورزي و منابع طبيعي به دهستان ناهوک سراوان بودند .
روستاي ناهوک در 35 کيلومتري شهر سراوان قرار دارد .

+ نوشته شده در  پنجشنبه 26 آذر1388ساعت 12:29  توسط ناهوک آنلاین  | 

خلفای راشدين از منظر شاعران بزرگ

"حکیم ابوالقاسم فردوسی"

چه گفت آن خداوند تنزیل و وحی         خداوند امر و خداوند نهی

که خورشید بعد از رسولان مه             نتابید بر کس ز بوبکر به

عمر کرد اسلام را آشکار                    بیاراست گیتی چو باغ بهار

پس از هر دو آن بود عثمان گزین          خداوند شرم و خداوند دین

چهارم علی بود و جفت بتول               که او را به خوبی ستاید رسول

صحابان او جمله اخیر بودنند              همه هر یکی همچو اختر بودنند

ولیکن ازیشان چهار آمدند                 که در دین حق پایدار آمدند

ابوبکر صدیق شیخ عتیق                  که بد روز و شب مصطفی را رفیق

پس از وی عمر بد که قیصر به روم      ز سهمش نیاراست خفتن به بوم

سیم، میر عثمان دین دار بود            که شرم و حیا زو پدیدار بود

چهارم علی ابن عم رسول               سر شیرمردان و جفت بتول

از آزار این چار، دل را بتاب                 که آزارشان دوزغ آرد به تاب

"جلال الدین مولوی رومی"

چون محمد یافت آن ملک و نعیم           قرص مه را کرد او در دم دو نیم

چون ابوبکر آیت توفیق شد                  با چنان شه صاحب و صدیق شد

چون عمر شیدای آن معشوق شد        حق و باطل را چو، فاروق شد

چون که عثمان، آن را عین گشت          نور فایض بود و ذی النورین گشت

چون ز رویش مرتضی شد در فشان       گشت او شیر خدا در مرج جان

"سعدی شیرازی"

چه نعمت پسندیده گویم ترا؟         علیک السلام ای نبی الورا

درود ملک بر روان تو باد                 بر اصحاب و بر پیروان تو باد

نخستین ابوبکر پیر مرید                 عمر پنجه بر پیچ دیو مرید

خردمند عثمان شب زنده دار          چهارم علی شاه دلدل سوار

 تریاق در دهان رسول آفریده حق              صدیق را چه غم بود از زهر جانگزا؟

ای یار غار سید و صدیق نامور                  مجموعه ی فضایل و گنجینه ی صفا

مردان قدم به صحبت یاران نهاده اند          لیکن نه هم چنانکه تو در کام اژدها

یار آن بود که مال و تن و جان فدا کند         تا در سبیل دوست به پایان برد وفا

دیگر عمر که لایق پیغمبری بدی                گر خواجه ی رسل نبدی ختم انبیاء

سالار خیل خانه ی دین صاحب رسول        سر دفتر خدای پرستان بی ریا

دیوی که خلق عالمش از دست عاجزند      عاجز در آنکه چون شود از دست وی رها؟

دیگر جمال سیرت عثمان که بر نکرد            در پیش وی دشمن قاتل سر از حیا

آن شرط مهربانی و تحقیق دوستی است    کز بهر دوستان بری، از دشمنان جفا

کس را چه زور و زهره که وصف علی کند     جبار در مناقب او گفته "هل اتی"

زورآزمای قلعه ی خیبر که بند او                 در یکدگر شکست به بازوی "لا فتی"

شیر خدای و صفدر میدان و بحر جود           جان بخش در نماز و جهانسوز در وغا

دیباچه ی مروت و سلطان معرفت               لشکرکش فتوت و سردار اتقیاء

پیغمبر آفتاب منیر است در جهان                 وینان ستارگان بزرگند و مقتدا

"عبدالرحمن جامی"

امت احمد از میان امم           باشد از جمله افضل و اکرم

اولیایی کز امت اویند              پی رو شرع و سنت اویند

ره بران راه هدی باشند          بهتر از غیر انبیاء باشند

خاصه آل پیغمبر و اصحاب       کز همه بهترند در هر باب

وز میان همه نبود حقیق         به خلافت کسی به از صدیق

وز پی او نبود از آن احرار         کس چو فاروق لایق آن کار

بعد فاروق جز به ذی النورین    کار ملت نیافت زینت و زین

بود بعد از همه به علم و وفا    " اسد الله خاتم الخلفا"

جز به آل کرام و صحب عظام     سلک دین نبی نیافت نظام

نامشان جز به احترام مبر        جز به تعظیم سویشان منگر

همه را اعتقاد نیکو کن            دل زانکارشان بیک سو کن

"شیخ فرید الدین عطار نیشابوری"

خواجه اول که اول یار اوست           ثانی الثنین اذهما فی الغار اوست

صدر دین، صدیق اکبر، قطب حق         در همه چیز از همه برده سبق

خواجه شرع آفتاب جمع دین        ظل حق فاروق اعظم شمع دین

ختم کرده عدل و انصافش بحق           در فراست بود بر وحیش سبق

خواجه سنت که نور مطلق است    بل خداوند دو نور بر حق است

آنک غرق قدس و عرفان آمدست     صدر دین عثمان عفان آمدست

خواجه حق،پیشوای راستین     کوه حلم و باب علم و قطب دین

ساقی کوثر،امام رهنمای          ابن عم مصطفی، شیر خدای

خدایا نور دین همراه ما کن        محمد را شفاعت خواه ما کن

زکار ما مگردان خشمناکش       ز ما خشنود گردان جان پاکش

تحیت باد بیش از صد هزاران      برو از حق و زو بر جمع یاران

خصوصا چار یار پاک گوهر           ابوبکر و عمر،عثمان و حیدر

نبی فرمود کایشانند انجم                 بایهم اقتدیتم اهتدیتم

آنکه یارش بد ابوبکر و عمر         از سر انگشت او شق شد قمر

آن یکی او را رفیق غار بود          و آن دگر لشکرکش ابرار بود

صاحبش بودنند عثمان و علی     بهر آن گشتند در عالم ولی

آن یکی کان حیاء و حلم بود        وان دگر باب مدینه علم بود

"حکیم نظامی گنجوی"

صدیق به صدق پیشوا بود    فاروق ز فرق هم جدا بود

و آن پیر حیائی خدا ترس      با شیر خدای بود همدرس

به مهر علی گرچه محکم پیم          ز عشق عمر نیز خالی نیم

همیدون درین چشم روشن دماغ     ابوبکر شمعست و عثمان چراغ

بدان چار سلطان درویش نام           شده چار تکبیر دولت تمام

 "اقبال لاهوری"

ای تو را فطرت ضمیر پاک داد         از غم دین سینه ای صد چاک داد

تازه کن آئین صدیق  و  عمر          چون صبا بر لاله صحرا گذر

تا ز صدیقان این امت شوی        بهر دین سرمایه و قوت شوی 

  "بیدل دهلوی"

ابوبکر شد سر خوش جام صدق         شراب وفا یافت در کام صدق

کدورت برون رفت ز آب و گلش            صفا یافت جام کمال از دلش

 عمر یافت کام از می عدل و داد            بر آفاق چون استوا، خط نهاد

که هر کس ز مضمون این خط گذشت    به اسرار تحقیق واصل نگشت

 به عثمان چو دور یقین داد دست     ز سر جوش خم حیا گشت مست

حیا با یقین توام افتاده است          دل بی یقین زین صفت ساده است

 علی گشت سرشار صهبای علم         که یک جرعه اوست دریای علم

نبوت بطون و ولایت ظهور                 جمال و جلال دو عالم حضور

"سنائی غزنوی"

جز به دستوری "قال الله" یا قال الرسول       ره مرو،فرمان مده،حاجت مگو،حجت میار

چار گوهر،چار پایه عرش و شرع مصطفی     صدق وعلم وشرح ومردی کاراین هرچار یار

"خاقانی شروانی"

از دفتر عشق چار یارش         یک بود و ده و صد و هزارش

اصحابش بیش و کم نشاید     کاعداد مهین چهار باید

هر چار چهار رکن تمکین         بل چار حدود کعبه دین

 بینی حرم محمدی را              دیوانگه سر سرمدی را

پیشش دو خلیفه رخ نهاده        جوزا بکنار شمس خفته

هر سه شده یک نهاد و یکراه    چون یک الف و دو لام الله

خاکش ز چهارم آسمان به         ذاتش ز مسیح جاودان به

"عبید زاکانی"

خوش وقت آن که عاشق صدیق اکبرست         در راه دین موافق صدیق اکبرست

چون آفتاب روشن و چون صبح صادق است       هر کو محب صادق صدیق اکبرست

در معرضی که دم ز صفا و وفا زنند                  آن کیست کو مطابق صدیق اکبرست

بگذار جمله در ره صدق و قبول دین                 بنما کسی که سابق صدیق اکبرست

انصاف آن که خاطر شوریده قاصر است             از مدحتی که لایق صدیق اکبرست

آن کس که بود تقوی و تجرید کار او                هم مونس پیمبر و هم یار غار او

چون بست بهر دین محمد میان عمر          در هم شکست گردن گردن کشان عمر

برباد رفت خرمن کفار خاکسار                 چون برکشید خنجر آتش فشان عمر

خورشید دین به اوج کمال آن زمان رسید    کانداخت سایه بر سر اسلامیان عمر

دستش به مکه گردن قیصر بزد به روم        چون گشت برممالک دین قهرمان عمر

هم آسمان دانش و هم آفتاب عدل           هم خوابه ی محمد آخر زمان عمر

آن کو به تیغ شرع نبی آشکار کرد            بنیاد دین به بازوی خود استوار کرد

خلد برین نشیمن عثمان با حیاست             جنات عدن مسکن عثمان با حیاست

مه پیش خویش خرمنی از نور گرد کرد          تا خوشه چین خرمن عثمان با حیاست

شمع که روشن است شبستان جان او        نور درون روشن عثمان با حیاست

خصم خدا و خصم رسول است و خصم خود    آن بی حیا که دشمن عثمان با حیاست

تا دامن قیامت و تا روز رستخیز                    دست عبید و دامن عثمان با حیاست

کو نخست بهر نبی سیم و زر بباخت            وانگه برای قوت دین جان و سر بباخت 

 سلطان اولیا و شه اصفیا علی است           بگزیده محرم حرم کبریا علی است

مشعل فروز شه ره دین ذوالفقار اوست        چابک سوار معرکه ی "لافتی" علی است

آن کس که علم و حلم و سخا ختم شد بر او   عم زاده ی محمد و شیر خدا علی است

آن کو به آب تیغ فرو شست گرد کفر               ز روی دین مبارز خیبر گشا علی است

مسکین "عبید"خاک سگ کوی آن کس است    کو از سگان خاک در مرتضی علی است

حاشا که التجا به دگر  کس  بود   مرا               مهر حسین و حب حسن بود مرا

"عبدالقادر مراغی"

بود صدیق تقی نزد محمد مقبول        کرده احکام خدا را از سر صدق قبول

یار ثانی پیر عمر خطابست                آمد منبر و محراب و سر اصحابست

سیمین یار و وفادار نبی عثمانست     مرغ باغ ملکوت و به جهان سلطانست

اسدالله علی ،ابن عم خواجه ماست       رضی الله بگو کوشه مردان خداست

 "شاه نعمت الله ولی"

ای که هستی محب آل علی           مومن کاملی و بی بدلی

ره سنی گزین که مذهب ماست      ورنه گم گشته ای و در خللی

رافضی کیست دشمن بوبکر           خارجی کیست دشمنان علی

هر که او هر چهار دارد دوست         امت پاک مذهب است و ولی

دوست دار صحابه ام به تمام          یار سنی و خصم معتزلی

مذهب جامع از خدا دارم                این هدایت بود مرا ازلی

نعمت اللهم وز آل رسول               چاکر خواجه ام خفی و جلی

 لازم به ذکر است که ابیات انتخاب شده فوق الذکر تنها قطره ای از دریای بی انتهائی است که از شعرای نامدار برگزیده شده است.

در اینجا برای جلوگیری از طولانی شدن کلام لازم می دانم که فقط به ذکر نام شعرایی که در مدح خلفای راشدین لب به سخن گشوده اند بسنده کنم.

1-انوری ابیرودی 2-محمد بن جریر طبری 3-شیخ ابو اسحاق کازرونی 3-ابو سعید ابوالخیر 4-ابوالقاسم قشیری 5-امام محمد غزالی  6-مسعود سعد سلمان 8- شهاب الدین احمد سمعانی 9-ادیب صابر 10-عثمانی مختاری 11-رشید الدین وطواط 12-قطب الدین محمد 13-شیخ شهاب الدین ابو حفص عمر سهروردی 14-حکیم ابوالمجد 15- شیخ شطاح روز بهان فسایی 16- اوحدی اصفهانی 17- خواجوی کرمانی 18-سلمان ساوجی 19-خواجه نظام الملک طوسی 20-کمال الدین عبد الرزاق سمرقندی 21-راوندی 22-ابن یمین 23-پیر شرفشاه  24-لاری و ..... برگرفته از اهل سنت جنوب

+ نوشته شده در  چهارشنبه 25 آذر1388ساعت 8:47  توسط ناهوک آنلاین  | 

الله اکبر به عظمت حماس بنگرید صدها هزار نفر از مردم غزه در سالگرد تاسیس حماس

 السلام علیکم
امروز دوباره خیابان ها و میدان های غزه همه سبز رنگ بود حداقل 350 هزار نقر در خیابان های غزه بودند حیف که دیگه خیابان های غزه پر شده بود .
حماس هم چنان پرچم دار امت
فقط عکس های 22 مین سالروز تاسیس حماس رو براتون می ذارم ببینی چه خبره !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!











 
+ نوشته شده در  سه شنبه 24 آذر1388ساعت 9:25  توسط ناهوک آنلاین  | 

رسول الله و مرد بادیه نشین

مردی اعرابی گفت : ای رسول خدا(ص) ، چه کسی عهده دار حسابرسی مردم خواهد بود ؟ پیامبر (ص) جواب می دهد : خداوند متعال . اعرابی می پرسد : شخصِ خدا ؟ پیامبر (ص) می فرماید : آری . آنگاه مرد اعرابی تبسم می کند . پیامبر (ص) از او می پرسد : به چه خاطر خندیدی ای اعرابی ؟ میگوید : شخصِ کریم وقتی حکم کند ، در می گذرد و مي بخشد و چون محاسبه کند ، آسان می گیرد . آنگاه پیامبر خدا (ص) فرمودند : اعرابی راست می گوید ، آگاه باشید که هیچ کریمی از خداوند متعال کریم تر نیست . او اکرم الاکرمین است سپس فرمود : این اعرابی به فهم درست نائل آمده است .
+ نوشته شده در  سه شنبه 24 آذر1388ساعت 9:20  توسط ناهوک آنلاین  | 

سامي يوسف : ايمان فروختني نيست


سامي يوسف در مصاحبه اخيرش با يكي از مجلات درباره سوالي كه در مورد موفقيت ترانه " به سويم آمدي " بود توضيحاتي داد و عنوان كرد كه بايد ابهاماتي و شايعاتي كه حول پخش اين ترانه در اذهان عمومي وجود دارد را روشن كند.

 

 

تک آهنگ اخیر شما " به سویم آمدی" موفقیت عظیمی داشته و از آن بسیار عالی استقبال شده است. قدری بیشتر درباره آن برایمان توضیح دهید!ا


پاسخ سامي يوسف:

 "به سویم آمدی" اولین تک آهنگ از آلبوم آینده من است. به شرکت ای تی ام اینترنشنال که مالک کپی رایت این آلبوم است انواع حقوق رینگ تن و پاداشهای "تجاری" پیشنهاد شد،  اما این شرکت هیچ کدام را نپذیرفت زیرا این آهنگ به این منظور ساخته شد که هدیه ای برای حمایت کنندگان من باشد و نه یک فرصت تجاری. این آهنگ برای خدا و پیامبرش ساخته شده و من این افتخار را دارم که بگویم حتی یک پنی از این آهنگ کسب نشده است. از شما بخاطر حمایت کردن از این آهنگ و قبول کردن این هدیه ممنونم. به نظرمن "فروختن" موسیقی معنوي  بسیار ناخوشایند و ناجور است. ایمان فروختنی نیست


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه 24 آذر1388ساعت 8:54  توسط ناهوک آنلاین  | 

دعاهاي موجود در قران (ربنا)

{ربنا تقبل منا إنك أنت السميع العليم} (البقرة الآية: 127).



{ربنا آتنا في الدنيا حسنة وفي الآخرة حسنة وقنا عذاب النار} (البقرة الآية: 201).


{سمعنا وأطعنا غفرانك ربنا وإليك المصير} (البقرة الآية: 285).



{ربنا لا تؤاخذنا إن نسينا أو أخطأنا ربنا ولا تحمل علينا إصرا كما حملته على الذين من قبلنا ربنا ولا تحملنا ما لا طاقة لنا به واعف عنا واغفر لنا وارحمنا أنت مولانا فانصرنا على القوم الكافرين} (البقرة الآية: 286).



{ربنا لا تزغ قلوبنا بعد إذ هديتنا وهب لنا من لدنك رحمة إنك أنت الوهاب} (آل عمران الآية: 8).
{ربنا إننا آمنا فاغفر لنا ذنوبنا وقنا عذاب النار} (آل عمران الآية: 16).



{ربنا آمنا بما أنزلت واتبعنا الرسول فاكتبنا مع الشاهدين} (آل عمران الآية: 53).



{ربنا اغفر لنا ذنوبنا وإسرافنا في أمرنا وثبت أقدامنا وانصرنا على القوم الكافرين} (آل عمران الآية: 147).



{ربنا إننا سمعنا مناديا ينادي للإيمان أن آمنوا بربكم فآمنا ربنا فاغفر لنا ذنوبنا وكفر عنا سيئاتنا وتوفنا مع الأبرار. ربنا وآتنا مع وعدتنا على رسلك ولا تخزنا يوم القيامة إنك لا تخلف الميعاد} (آل عمران الآيتان: 193: 194).



{ربنا ظلمنا أنفسنا وإن لم تغفر لنا وترحمنا لنكو نن من الخاسرين} (الأعراف الآية:23).
{ربنا لا تجعلنا مع القوم الظالمين} (الأعراف الآية: 47).



{ربنا أفرغ علينا صبرا وتوفنا مسلمين} (الأعراف الآية: 126).



{على الله توكلنا ربنا لا تجعلنا فتنة للقوم الظالمين ونجنا برحمتك من القوم الكافرين} (يونس الآيتان: 85-86).



{رب اجعلني مقيم الصلاة ومن ذريتي ربنا وتقبل دعاء . ربنا اغفر لي ولوالدي وللمؤمنين يوم يقوم الحساب} (إبراهيم الآيتان: 40-41)



{رب ارحمها كما ربياني صغيرا} (الإسراء الآية:24).



{رب أدخلني مدخل صدق وأخرجني مخرج صدق واجعل لي من لدنك سلطانا نصيرا} (الإسراء الآية: 80).



{ربنا آتنا من لدنك رحمة وهيئ لنا من أمرنا رشدا} (الكهف: 10).



{رب اشرح لي صدري ويسر لي أمري} (طه الآيتان: 25-26).



{رب زدني علما} (طه الآية: 114).



{لا إله إلا أنت سبحانك إني كنت من الظالمين} (الأنبياء الآية: 87).



{رب أعوذ بك من همزات الشياطين . وأعوذ بك رب أن يحضرون} (المؤمنون الآيتان: 87-88).



{ربنا آمنا فاغفر لنا وارحمنا وأنت خير الراحمين} (المؤمنون الآية: 109).



{رب اغفر وارحم وأنت خير الراحمين} (المؤمنون الآية: 117).



{رب هب لي حكما وألحقني بالصالحين . واجعل لي لسان صدق في الآخرين . واجعلني من ورثة جنة النعيم} (الشعراء الآيات: 83-85).



{ولا تخزني يوم يبعثون . يوم لا ينفع مال ولا بنون . إلا من أتى الله بقلب سليم} (الشعراء الآيات: 87-89).



{ربنا اصرف عنا عذاب جهنم إن عذابها كان غراما . إنها ساءت مستقراً ومقدماً} (الفرقان الآيتان: 65-66)



{ربنا هب لنا من أزواجنا وذرياتنا قرة أعين واجعلنا للمتقين إماما} (الفرقان الآية: 74).



{رب أوزعني أن أشكر نعمتك التي أنعمت علي وعلى والدي وأن أعمل صالحا ترضاه وأدخلني برحمتك في عبادك الصالحين} (النمل الآية: 19).



{رب إني ظلمت نفسي فاغفر لي} (القصص الآية: 16).



{رب إني لما أنزلت إلي من خير فقير} (القصص الآية: 24).



{ربنا وسعت كل شيء رحمة وعلما فاغفر للذين تابوا واتبعوا سبيلك وقهم عذاب الجحيم . ربنا وأدخلهم جنات عدن التي وعدتهم ومن صلح من آبائهم وأزواجهم وذرياتهم إنك العزيز الحكيم . وقهم السيئات ومن تق السيئات يومئذ فقد رحمته وذلك هو الفوز العظيم} (غافر الآيات: 7-9).



{رب أوزعني أن أشكر نعمتك التي أنعمت علي وعلى والدي وأن أعمل صالحا ترضاه وأصح لي في ذريتي إني تبت إليك وإني من المسلمين} (الأحقاف الآية: 15).



{ربنا أغفر لنا ولإخواننا الذي سبقونا بالإيمان ولا تجعل في قلوبنا غلا للذين آمنوا ربنا إنك رؤوف رحيم} (الحشر الآية: 10).



{ربنا أتمم لنا نورنا وأغفر لنا إنك على كل شيء قدير} (التحريم الآية: 8).



{رب ابن لي عندك بيتا في الجنة} (التحريم الآية:11).



{رب اغفر لي ولوالدي ولمن دخل بيتي مؤمنا وللمؤمنين والمؤمنات ولا تزد الظالمين إلا تباراً} (نوح الآية: 28
+ نوشته شده در  دوشنبه 23 آذر1388ساعت 19:23  توسط ناهوک آنلاین  | 

مولانا عبدالغنی بدری آزاد شد

مولانا عبدالغنی بدری آزاد شد

آزادی مولاناعبدالغنی بدری 
مولانا عبدالغنی بدری معاونت آموزشی دارالعلوم زاهدان، بعد از یک ماه بازداشت، آزاد شد.
مولانا عبدالغنی بدری که در جریان احضار و بازداشت گسترده علمای اهل سنت استان سیستان و بلوچستان، در تاریخ 21/8/88 به دادگاه ویژه روحانیت احضار و بازداشت شده بود، بالاخره روز شنبه مورخه 21/9/88 با قید وثیقه آزاد شد.

 سنی آنلاین

دوستان عزیز برای آزادی دیگر علمای در بند زندان ، علی الخصوص حضرت مولانا خیرشاهی که چندین سال است مظلومانه پشت میله های زندان بسر میبرد، با دعاهای خالصانه از خداوند سبحان آزادی همه دوستان را مسئلت نمائید.

به امید روزی که در ایران اسلامی عزیزمان به هیچ عالمی توهین نشود ،  زندان و بازداشت نشوند و همه دوستان الله آزادانه به خدمت دین مشغول باشند.

انشاءالله


+ نوشته شده در  یکشنبه 22 آذر1388ساعت 10:35  توسط ناهوک آنلاین  | 

قطعات ویدیویی زیبا و جالب و خنده دار اسلامی (برای موبایل )

با عرض سلام و ادب خدمت همه عزیزان و بزرگوارن
در این زمان معمولا هر کسی یک همراه در اختیار دارد برای همین در نظر دارم ابزار و فایلهای صوتی و تصویری اسلامی در اختیار عزیزان قرار دهم که حداقل هرچقدر کم یک خدمتی و یک تبلیغی در مسیر اسلام و مسائل اسلامی داشته باشیم
متاسفانه در کشور ما ابزار موبایل اسلامی در حد کمی وجود دارد و من مجبور هستم که فایلهای و کلیپهای ویدیویی عربی در اختیارتان قرار دهم
امیدوارم مورد رضایت و توجه شما واقع شود

سخنرانی یک
پسر خردسال به اسم سعید

 



یک کودک ایطالیایی در حال قرات قران





راقصة و توجیهات أكاديمي
+ نوشته شده در  شنبه 21 آذر1388ساعت 19:5  توسط ناهوک آنلاین  | 

چگونه براى نماز شب بيدار شويم؟

سلام علیکم ورحمة الله

نوشته:ابراهيم سرحانجاه / ترجمه:عبدالغفور گردهاني

2.احساس به اينكه پروردگار ذوالجلال تو را به نماز شب فرا مى خواند.

3.پيامبر خدا(ص)تو را به نماز شب دعوت مى كند.

4.بنگر كه سلف صالح چگونه از نماز شب لذت مى بردند.

6.به پهلوىراست بخواب.

7.بدان كه قيام شب موجب طرد غفلت از قلب مى شود.

8.شناخت ميزان اهتمام رسول خدا(ص) به نماز شب.

9.در مورد تهجد كنندگان بينديش.

10.از خدا بخواه كه قيام شب را بر تو آسان كند.

11.با وضو بخواب.

12.بدان كه خداوند متعال براىكسىكه نماز شب مىخواند لبخند مىزند.

13.بدان كه رسول خدا(ص)نماز شب را ترك نمىكرد و لو مريض هم بود.

14.بفهم كه اصحاب گرامىچقدر براىنماز شب تلاش مىكردند.

15.پس از نماز عشاء زود بخواب.

16. بدان كه قيام شب موجب دستيابىتو به حورىهاىنيكو مىشود.

17.با نيت نماز شب بخواب.

18.بدان كه خداوند متعال در نزد ملائكه به نمازگزاران شب افتخار مىكند.

19. بدان كه رسول خدا(ص)نماز شب را ترك نمىكرد ،هرچند كه در حال جهاد بود.

20.از گناهان و معاصىاجتناب كن.

21.بر اذكار شرعىقبل از خواب پايبند باش.

22.بدان كه خداوند براىقيام كنندگان شب پاداش بزرگىآماده كرده است.

23. بدان كه رسول خدا(ص)نماز شب را ترك نمىكرد ،هرچند كه در حال سفربود.

24.در مورد تلاش زنان سلف صالح براىنماز شب مطالعه كن.

25.بدان كه كم كسانىپيدا مىشوند كه نماز شب بخوانند و آنها ناشناس هستند.

26. بدان كه قيام شب سبب سعادت قلب و گشادگىسينه مىشود.

27.از خوردن و نوشيدن زياد پرهيز كن.

28.بدان كه رسول خدا(ص)همسرانش را به برپايىنماز شب تمرين مىداد.

29.بدان كه اميران و خلفا تا چه اندازه بر خواندن نماز شب حريص بودند.

30.بدان كه شيطان تلاش مىكند تا تو را از نماز شب بازدارد.

31. بدان كه قيام شب عامل يارىخداوند بر دشمنان در ميدان جهاد است.

32.هنگام خوابيدن زياد خود را نپوشان.

33. بدان كه رسول خدا(ص)دخترانش را به برپايىنماز شب تربيت مىكرد.

34.در مورد مناجات اهل نماز شب با پروردگارشان تامل كن.

35. بدان كه نماز شب موجب رقت و نرمىمىشود.

36.زياد نخواب.

37.به توصيه هاىسلف صالح در مورد نماز شب توجه كن.

38.به محاسبه نفس خود بپرداز و او را مبنىبر ترك نماز شب توبيخ كن.

39.بدان كه رسول خدا(ص) ما را فرا مىخواند كه در انجام نماز شب با همديگر مسابقه دهيم.

40.بدان كه اداىنماز شب موجب دستيابىبه بهشت ها ست.

41.با نفس و اكراه آن براىنماز شب مجاهده كن.

42.بر اذكار شرعىهنگام بيدار شدن از خواب پايبند باش.

43.بدان كه قيام شب موجب كوتاه شدن زمان سرگردانىروز قيامت مىشود.

44.بدان كه رسول خدا(ص)اصحاب خود را در مورد نماز شب توجه داده و براىنماز بيدارشان مىكرد.

45.بدان كه اگر نماز شب از بزرگان سلف فوت مىشد تاچه اندازه حسرت خورده و گريه مىكردند.

46.قيام شب موجب از بين رفتن گناهان مىشود.

47.از غذاىحلال استفاده كن.

48.توصيه به خواندن نماز شب را در بين همديگر فرهنگ كنيم.

49.بينديش كه سلف صالح همديگر را به نماز شب سفارش مىكردند.

50.بدان كه شرف حقيقىمومن نماز شب است.

51.به ميزان تلاش علما براىنماز شب بينديش.

52.نفس خود را به بلند همتىو تمايل به چيزهاىعالىعادت ده.

53.بدان كه نماز شب عامل ارتباط تو با خداىسبحان است.

54.بهشت و نعمت هاىآن را در پيش چشم خود بياور.

55.هنگام بيدار شدن از خواب ،بر صورت خود آب بپاش.

56.بدان كه قيام شب موجب خاتمه نيكو مىشود.

57.بدان كه سلف صالح چگونه نماز شب را بر همسر و فرزندان خود ترجيح مىدادند.

58.نفس خود را به كوتاهىدر مورد نماز شب متهم ساز.

59.آتش جهنم و عذابهاىآن را پيش چشم خود داشته باش.

60. بدان كه قيام شب موجب اجابت دعامیشود.

61.هنگام بيدار شدن براىنماز شب مسواك بزن.

62.بدان كه مواظبت برنماز شب موجب ترك گناهان مىشود.

63.بدان كه زنان سلف صالح همسرانشان را براى نماز شب بيدار میكردند.
+ نوشته شده در  جمعه 20 آذر1388ساعت 11:18  توسط ناهوک آنلاین  | 

موضع گیری امت اسلامی در برابر مبتدعان و موضع اهل سنت و جماعت در رد عقاید آنان

موضع گیری امت اسلامی در برابر مبتدعان و موضع اهل سنت و جماعت در رد عقاید آنان

 

1- موضع‌گیری اهل سنت و جماعت دربارة اهل بدعت

اهل سنت و جماعت همواره عقاید اهل بدعت را رد کرده و با بدعت ‌هایشان مبارزه و آنان را از آن منع می ‌کنند.

اینک چند مثال:

أ – ام درداء گوید: «ابو درداء ناراحت و خشمگین وارد خانه شد، از او پرسیدم چه شده؟ گفت: به خدا قسم تا جایی که من می ‌دانم هیچ چیزی از دین محمد در میانشان نمانده بجز همین که با جماعت نماز می ‌خوانند»[1].

ب – عمر بن یحیی گوید: «پدرم از قول پدرش می‌ گفت: قبل ازنماز صبح جلو خانه عبدالله بن مسعود می‌ نشستیم تا بیرون می‌ شد، سپس با او به مسجد می ‌رفتیم، روزی ابوموسی اشعری آمد و گفت: آیا ابو عبدالرحمن بیرون نیامده؟ گفتیم: خیر، نشست تا عبدالله بن مسعود از منزل بیرون آمد، سپس همگی به طرف مسجد رفتیم، ابوموسی گفت: ای ابو عبدالرحمن! در مسجد چیزی دیدم که آن را ناپسند دانستم و – الحمدلله – چیز جز خیر ندیدم، گفت: چه دیدی؟ گفت: اگر زندگی باقی باشد می‌ بینی، ابوموسی گفت: در مسجد جماعتی را دیدم که حلقه زده و منتظر نماز بودند در هر حلقه‌ای مردی نشسته بود و سنگ‌ های کوچک جلویش بود و می ‌گفت: صد بار بگویید: «الله اکبر» [در هر الله اکبر یک سنگ جدا می ‌کرد] آنان هم صد بار «الله اکبر» می ‌گفتند، می ‌گفت: صد بار «لا الا اله الا الله» بگویید، آنان هم صد بار «لا اله الا الله» می‌ گفتند. می ‌گفت: صد بار «سبحان الله» بگویید، آنان هم صد بار «سبحان الله» می‌ گفتند، ابن مسعود پرسید به آنان چه گفتی؟ گفت: چیزی نگفتم، منتظر نظر یا دستور تو شدم، گفت: چرا به آنان نگفتی که گناهانشان را بشمارند و تو ضمانت می‌ کردی که از حسناتشان چیزی کم نشود، سپس به مسجد رفتیم، ابن مسعود کنار یکی از حلقه‌ ها ایستاد و گفت: این چه کاری است که می‌ کنید؟ گناهانتان را بشمارید. من ضمانت می‌کنم که از حسناتتان چیزی کم نشود. وای بر شما ای امت محمد! چه زود زمان هلاکت شما فرا رسید. اینها اصحاب پبامبر -صلی الله علیه وسلم- هستند که هنوز بسیاری از آنان زنده و در میان شما هستند، و این لباس پیامبر -صلی الله علیه وسلم- است که هنوز کهنه و پاره نشده، و ظرف‌ های غذایش شکسته نشده. قسم به ذاتی که جانم دردست اوست! یا شما امتی هدایت یافته‌تر از امت محمد هستید، یا بازکنندة دروازه ‌های ضلالت و گمراهی. گفتند: ای ابو عبدالرحمن! به خدا قسم نیت ما خیر بوده، گفت: چه بسیار هستند کسانی که قصد خیر دارند اما هرگز به آن نمی‌ رسند، رسول الله -صلی الله علیه وسلم- به ما فرموده: «[در آینده] گروهی خواهد بود که قرآن می‌ خوانند ولی از گلوهایشان پایین نمی ‌رود»، به خدا قسم! نمی ‌دانم! شاید اکثر آنان از شما باشند. سپس از آنان دوری برگرداند».

عمر بن سلمه گوید: «شاهد بودم که بیشتر همان افراد در جنگ نهروان در صف خوارج بودند»[2].

ج – مردی نزد امام مالک ابن انس (رحمه الله) آمد گفت: «از کجا احرام ببندم؟ گفت: از میقاتی که پیامبر -صلی الله علیه وسلم- مشخص کرده و احرام بسته. مرد گفت: اگر دورتر از آن احرام ببندم چی؟ امام مالک گفت: ناپسند می‌ دانم، مرد گفت به چه دلیل؟ امام مالک گفت: می ‌ترسم که دچار فتنه شوی. مرد گفت: در زیاد کردن خیر چه فتنه ‌ای است؟ امام مالک گفت: خداوند می فرماید:

﴿فَلْيَحْذَرِ الَّذِينَ يُخَالِفُونَ عَنْ أَمْرِهِ أَنْ تُصِيبَهُمْ فِتْنَةٌ أَوْ يُصِيبَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ﴾. (نور / 63)

«کسانی که با دستور پبامبر -صلی الله علیه وسلم- مخالفت می‌ کنند باید بترسند که دچار فتنه شوند یا عذابی دردناک به آنان برسد».

و چه فتنه ‌ای بزرگتر از اینکه فضل و خیری را به خودت اختصاص دهی که به پیامبر خدا داده نشده است»[3].

اینها فقط نمونه ‌هایی از مبارزه علماء با اهل بدعت است و به یاری خدا علما همواره در هر عصر و زمانی با اهل بدعت مقابله کرده و می ‌کنند. «والحمدلله»

2- روش اهل سنت و جماعت در رد عقاید اهل بدعت

روش اهل سنت و جماعت در رد اهل بدعت براساس قرآن و سنت، روشی قانع کننده است، بطوریکه شبهات مبتدعان را ذکر کرده، سپس پاسخ آن را می ‌دهند و با توجه به اینکه تمسک به سنتها و نهی از بدعتها واجب است، اهل سنت استدلالشان را از قرآن و سنت اثبات می‌ کنند. علما کتابهای زیادی در این باره تالیف کرده و در کتابهای عقیده تصورات و باورهای مبتدعانی مانند: خوارج، جهمیه، معتزلی ‌ها و اشاعره را دربارة اصول ایمان و عقیده پاسخ داده ‌اند، و در این باره کتابهای مستقلی نیز تالیف کرده‌ اند. امام احمد کتاب «الرد علی الجهمیة» را تالیف کرده، و سایر ائمه مانند عثمان بن سعید دارمی و غیره در رد آنان کتاب نوشته ‌اند.

شیخ الإسلام، شاگردش ابن قیم، شیخ محمد ابن عبدالوهاب و دیگر علما، عقاید و فرقه ‌های مذکور، قبرپرستان و صوفی‌ ها را با دلایل قرآن و سنت صحیح رد کرده ‌اند.

برخی از کتابهایی که در قرون گذشته در این موضوع نوشته شده‌ اند عبارتند از:

1-   کتاب «الإعتصام» تألیف امام شاطبی.

2-   کتاب «إقتضاء الصراط المستقیم» تألیف شیخ الإسلام که بیشتر کتابش را در رد اهل بدعت اختصاص داده است.

3-  کتاب «إنکار الحوادث و البدع» تالیف ابن وضاح.

4-  کتاب «الحوادث و البدع» تالیف طرطوشی.

5-  کتاب «الباعث علی إنکار البدع و الحوادث» تألیف أبوشامه.

بعضی از کتاب های علمای معاصر عبارتند از:

1-  کتاب «الإبداع فی مضار الإبتداع» تألیف شیخ علی محفوظ.

2-  کتاب «السنن و المبتدعات المتعلقه بالأذکار و الصلوات» تألیف شیخ محمد ابن احمد الشقیری الحوامدی.

3-  رسالة «التحذیر من البدع» تألیف شیخ عبدالعزیز مفتی.

الحمدلله، عالمان دین همواره بدعتها را انکار کرده و با کتاب‌ ها، مجلات، مراکز پخش خبر، خطبه ‌های جمعه، جلسات و کلاس‌ های درس، اهل بدعت را رد می ‌کنند، و این تاثیر زیادی در آگاه کردن مردم و توضیح حکم بدعتها و نابودی مبتدعان داشته است.
——————————————————————————–

[1]- بخاری.

[2]- دامی، مقدمة سنن دارمی اشاره (210).

[3]- ابو شامه در کتاب «الباعث علی انکار البدع و الحوادث» این حدیث را از ابوبکر خلال ص (14) آورده است.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 19 آذر1388ساعت 12:34  توسط ناهوک آنلاین  | 

يک دانشجوي دانشگاه زابل به علت مشکلات خانوادگي خودکشي کرد

يک دانشجوي دانشگاه زابل به علت مشکلات خانوادگي خودکشي کرد
زاهدان - يک دانشجوي دختر دانشگاه زابل روز چهارشنبه به علت مسائل و مشکلات شخصي و خانوادگي خودکشي کرد.
معاون اجتماعي فرماندهي انتظامي سيستان و بلوچستانن با تاييد اين حادثه خودکشي گفت: اين دانشجوي دختر در قسمت حمام خوابگاه خودکشي کرده است.
سرهنگ " محمد عرب" در گفت و گو با خبرنگار ايرنا اظهارداشت: تحقيقات کارشناسي بيشتر در اين زمينه توسط کارآگاهان پليس آگاهي ادامه دارد.
يک منبع انتظامي ديگر در استان سيستان و بلوچستان اظهارداشت: از اين دانشجو دست نوشته اي موجود است که پيش از خودکشي درباره مشکلاتش و علت خودکشي نوشته است.
وي افزود: اين دانشجو که اهل يکي ديگر از استان هاست همچنين قبل از خودکشي مشکلات شخصي اش را به برخي دوستان خود منتقل کرده است که دوستان او پس از خودکشي دانشجوي يادشده، در گفت و گو با ماموران مراتب را اعلام کرده اند.
شهرستان زابل در 205 کيلومتري شمال زاهدان واقع شده است
+ نوشته شده در  پنجشنبه 19 آذر1388ساعت 12:13  توسط ناهوک آنلاین  | 

آداب کسی که در حال جان کندن است

آداب کسی که در حال جان کندن است

تهیه: شاهد الله (جسیمی)

1 – شخصیکه در حالت جان کندن میباشد به پهلوی راست قسمیکه سر آن بطرف شمال و پا ها بسمت جنوب و زیر سر آن بالشت گذاشته شود تا رویش بطرف قبله شود، دست ها و پاهایش راست شود و تلقین کلمهء طیبه گردد و به خود شخص گفته نشود که بخوان اگر یک بار کلمه را جاری کرد کفایت میکند اسرار نگردد و اگر کدام جمله دیگر گفت به آن توجه نگردد هنگامیکه روح از وجودش بر آمد زنخ و دو انگشت پایش باتکهء پاک سفید بسته شود و بالای چشمانش دست کشیده تا پُت شود، ناله و چیغ و فریاد زیاد از اندازه نگردد و به سر و روی خود نزنند و گریبان پاره نکنند بلکه این دعا خوانده شود (( بسم الله وعلی ملة رسول الله))

2 – کفن آماده گردد و از مرد سه پارچه و از زن پنج پارچه است. 1. ازار 2. لفافه 3. پیراهن، چادر و سینه بند. ازار از سر تا قدم بدون اضافه، لفافه از سر تا قدم قدری اضافه، پیراهن از شانه تا نصف ساق پا برای مرد و زن و چادر موی سر دو حصه کرده در آن پیچیده یک حصه بطرف راست سینه و یک حصه بطرف چپ سینه و سینه بند از زیر بغل تا ناف اندازه ازار طول (یعنی درازی) 2 متر عرض (یعنی بر) 1 مترو10 سانتی لفافه و پیراهن هم به همین اندازه چادر طول 1 متر و عرض تقریبا ً 30 سانتی و سینه بند طول یک ونیم متر عرض تقریبا ً 7 سانتی تعین گردیده.

3 – غسل مرده بر زنده واجب است البته اقارب نزدیک مرده را غسل دهند. قبلا ً آب را آماده ساخته و تختهء را که مرده بالای آن شسته میشود 7 بار شسته و خوشبوئی نمایند بعدا ً مرده را بالای آن گذاشته عورتش با پارچهء مستور (پُت) گردد و لباسهایش را بیرون نمایند.

مرده را وضؤ داده قسمیکه از تکه سفید پاک سه کیسه شکل تیار شود و توسط هر یک آن با کلوخ پاک سه بار استنجأ داده شود بعد یک کیسه دیگر گرفته دست راست و چپ مرده را سه بار بشوید و یک کیسه دیگر گرفته با آب تر کرده دهن و بینی را قسمی بشوید که آب داخل نشود ولی اگر مرده جنوب و یا زن در حال حیض و نفاس مرده باشد آب در بینی و دهن انداخته شود و باز هم تکهء کیسه مانند دیگر گرفته روی و دستهایش را تا آرنجها شسته و مسح سرداده و پاهایش را تا بجلک ها بشوید بعد از وضؤ مرده را به پهلوی چپ خوابانیده پهلوی راست آنرا سه بار خوب شسته و آب بریزد که آب تا پائین جاری گردد سرش را نیز خوب تر میکنید بعدا ً به پهلوی راست خوابانیده پهلوی چپ آنرا سه بار خوب شسته تا که آب از سرتا پائین جاری گردد و سپس مرده را به خود تکیه داده آهسته شکم آنرا دست کشیده اگر چیزی بیرون آمد تنها آنرا شسته و غسل را دو باره ندهید

با یک بارشستن بدن و ریختن سه سه بار آب در تمام بدن فرض اداء میشود و یک تکه سفید پاک را گرفته و مرده را خشک نماید و بروی چارپائی و یا زمین اول لفافه را هموار نموده بعد ایزار و یک قات پیراهن هموار گردیده مرده را بالای آن گذاشته و با چهار اندامش کافور مالیده و عطر در کفن زده آنرا از بالا و پائین بسته کرده و برای نماز جنازه آماده گی گیرند.

+ نوشته شده در  سه شنبه 17 آذر1388ساعت 13:33  توسط ناهوک آنلاین  | 

نامه پدري به دخترش درشب عروسي

نامه پدري به دخترش درشب عروسي
سخنان زيبا وتاثير گذاري كه از زبان پدري دلسوز جاري شده است كه دخترش چگونه عروس شود .
دخترم!!
الان به دستان غريبه اي سپرده مي شوي . دراين شب سايه سقف غريبي درمنزل مرد غريبه اي تو را دربرمي گيرد . امشب بالاي تختخوابت توي خانه مي ايستم وآن را خالي مي يابم از گيسوان سياهت كه از آن عطر پاكي بالش سفيدت را فرامي گرفت وچشمانم براي اولين بار لبريز از اشك مي شود،امروزصورت دخترم از جلو چشمانم ناپديد مي شودتا درخانه مرد غريبه اي طلوع كند ، مردي كه آنچنان بايد وشايد اورا نمي شناسم وخير وشرش را نمي دانم.امروز درك واحساسم را به خانواده مادرت آن زمان كه دخترشان را به من سپردند ،منتقل مي كنم كه چگونه اشك مي ريختند.من آن زمان گمان مي كردم كه اشك شوق است ويا اشك تقليديي است كه بايد خانواده عروس به رسم وعرف جامعه بريزند .تاامروز آن را درك نكردم الان مي دانم آنچه بر سرشان آمده بود همين است كه برسر من آمده است چیزی كه آنها را ان لحظه آزار مي داد همين است كه مرا آزار مي دهد.دلم داره مي گيره كه تو را به دست مرد غريبه اي مي سپارم واين بود باعث دلگرفتي ونگراني آنان . دوست دارم كه مرا باور كني اگرآن روز درك واحساس پدري را داشتم ، عمرم رادرراه خوشبختي مادرت مي گذاشتم همچنان كه دوست دارم شوهرت عمرش را درراه خوشبختي تو بگذارد .دراين لحظه پشيمانم از تمام لحظاتي كه گذشت ومادرت دران دچار سختي شده بود.امروز را پشت سر مي گذارم وبه آينده مي روم،تورا جلو چشمانم تجسم مي كنم كه خطاب به من ميگويي پدر! شوهرم مرا اذيت مي كند ومرا درتنگنا قرار داده است چكار كنم؟


از خداوند مي خواهم انتقام مرا از تو نگيرد ،خداوند آمرزنده ومهربان است.بگذار جلوچشمان زيبايت به نکات ارزشمندي اشاره کنم كه مرد آنها را سبب سعادت وخوشبختي درزندگي زناشويي مي داند.
دختركم!!
مرد دوست دارد كه بزرگوار باشد وبه دارايي وموفقيت تظاهر مي كند هرچند كه هيچكدام را نداشته باشدپس اين مظاهر رادراو خرد نكن بلكه اورا باحكمت ورفتار وكلام زيبايت توجيه كن.
اي پاره جگرم!! مرد هميشه افتخار مي كند به اينكه زنش عاشق اوست واو را دوست دارد پس هميشه به اظهار عشق ومحبت وعلاقه نسبت به او نزد خانواده اش ،حريص باشد.
اي نور چشمم!! مرد نزد خانواده اش به اين افتخار مي كند كه زني را انتخاب كرده كه آنها را دوست دارد وبه آنها احترام مي گذارد،پس خانواده شوهرت را احترام بگذار وبه زيباترين وجه ممكن از آنها استقبال كن.
دلبندم!!هرگاه شوهرت درپي انتقام برآمد اورا به آرامش دعوت كن واگر از او اشتباهي سرزد، اشتباهش را با صبر مداوا كن.هرگاه روزگار براو سخت گرديد با سعه صدر او را ياري كن تا بايستد وپايدار بماند وفراموش نكن اي عمر من !! كه تو مثل كلاه پادشاهي براي شوهرت هستي ،واين تويي كه مي تواني اين كلاه را با در يا ياقوت بيارايي كه ابهت وعظمت او را بيشتر نمايي ، ويا با خار پوشش دهي كه سر شوهروپدر ت را خون آلود كني اگر از شرافت او محافظت نكني.
دخترم!!
برايش مثل زمين باش! برايت آسمان مي شود! برايش گهواره باش! برايت ستون مي شود!مواظب چشم وگوشش باش تا جز بوي خوش از تو هيچ بويي استشمام نكند! جز سخنان نيكو از تو هيچ كلامي نشنود!جز زيبايي از تو چيز ديگري نبيند.واينگونه كه شاعري همسرش را توصيه نموده، باش ! نسبت به من گذشت داشته باش، مودت ومحبتم را هميشه داشته با درمورد انتقام با من صحبت نكن، آنگاه كه خشمگين هستم.گله وشكايتت را نزدم زياد نكن، كه هوا وهوس ترا به خطا ببرد.مبادا قلبم از تو رويگردان شودچون قلب قابل دگرگوني است.
ودر پايان از پروردگار مي خوام كه به رضايت خودش ترا محافظت نمايد ومحبت وعلاقه ام را براي شما ثابت گرداند.
از طرف پدرت
منبع: نوراسلامنا
ترجمه:كيان مهر-تقوا
http://www.sunnikermanshah.com
+ نوشته شده در  دوشنبه 16 آذر1388ساعت 10:16  توسط ناهوک آنلاین  | 

عکسی از شهدای اهل سنت

اللهم اغفر لکل من مات فی سبیلک.

کلیپ شهدای اهل سنت.البته شهدایمون زیاده و همشون تو این کلیپ نیست.

دانلود کنید و برایشون دعای مغفرت کنید.

دانلود کلیپ

 

منبع : اصحاب السنه

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 16 آذر1388ساعت 10:13  توسط ناهوک آنلاین  | 

نگاهی به‌ شخصیت ابوبکر (رض) در پرتوی آیات قرآن و مسأله‌ی غدیر خم

نویسنده‌: عبدالرحمن سلیمی


1- «إِلاّ تَنْصُرُوهُ فَقَدْ نَصَرَهُ اللَّهُ إِذْ أَخْرَجَهُ الَّذِینَ کَفَرُوا ثَانِی اثْنَینِ إِذْ هُمَا فِی الْغَارِ إِذْ یقُولُ لِصَاحِبِهِ لا تَحْزَنْ إِنَّ اللَّهَ مَعَنَا»[1]. یعنی: «اگر او (پیامبر) را یارى نکنید، در حقیقت خداوند هنگامى به او یارى کرد که کافران در حالى که یکى از دو تن بود [از مکه‏] بیرونش کردند، هنگامى که در غار بودند، آن گاه که به یار خود مى‏گفت: نگران مباش. بى گمان خداوند با ماست‏».
خداوند متعال او را در این آیه ستوده است، چون او هنگام هجرت در غار ثور همراه رسول خدا بوده است.

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه 16 آذر1388ساعت 10:7  توسط ناهوک آنلاین  | 

روز دانشجو

تقدیم به شما با احترام

من به نوبه خودم ۱۶ آذر روز دانشجو  رو به تمام دانشجویان ایران زمین تبریک عرض می کنم .

دانشجو روزت مبارک

+ نوشته شده در  دوشنبه 16 آذر1388ساعت 9:56  توسط ناهوک آنلاین  | 

عکس هایی از آب قنات ناهوک

عکس هایی از روستای ناهوک

 

آب قنات ناهوک 1

آب قنات ناهوک

 

آب قنات ناهوک تصویر شماره 2

قنات ناهوک

 

آب قنات ناهوک تصویر شماره 3


قنات ناهوک

 

آب قنات ناهوک تصویر شماره 3

 

قنات ناهوک

 


آبتنی بچه ها در قنات


ناهوک

 



قنات

 



آب قنات ناهوک

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 9 آذر1388ساعت 22:43  توسط ناهوک آنلاین  | 

چرا مکان قبر فاطمه رضی الله عنها نامعلوم است؟

چرا مکان قبر فاطمه رضی الله عنها نامعلوم است؟

شیعه ها همیشه از موضوع نامعلوم بودن مکان قبر دخت پیامبر صلی الله عليه وسلم استفاده احساسی و تبلیغاتی میکنند، اما متوجه نیستند که اگر گم بودن قبر فاطمه جرم باشد، مجرمین ردیف اول خودشان هستند!
من می پرسم چه کسی حضرت فاطمه را دفن کرد؟ بی تردید حضرت علی! پس برای ایشان مکان قبر مجهول نبود، همچنین برای حسن و حسین رضی الله عنهما هم جای قبر مادرشان معلوم بود و بیقین امام سجاد و باقر و صادق هم میدانستند که قبر مادرشان دقیقا کجاست! و بی شک 6 امام بعدی شیعیان نیز از جایی دقیق آرمگاه مادرشان، بی خبر نبودند و جای آن را مثل کف دست خود میشناختند.
حالا سوال مهم این است که
آیا این امامان بر سر قبر حضرت فاطمه میرفتند و آن را زیارت میکردند یا نمیرفتند؟
اگر نه، پس کاری که امامان نمی پسندند را شما شیعیان چرا مهمترین دستور دین کرده اید ؟!!

و اگر بله بر سر قبر میرفتند پس دو حالت دارد:
یا مخفیانه میرفتند یا آشکارا.
اگر پنهانی میرفتند، پس آنها خودشان قبر مادر خود را، از چشم مردم مخفی کردند، پس این گناه نیست، و اگر گناه باشد، گناه آنهاست نه گناه حضرت ابوبکر و عمر رضي الله عنهم.
اما اگر آشکارا میرفتند پس باید 4000 شاگرد امام صادق هم میدانستند که قبر دخت پیامبر  صلي الله عليه وسلم کجاست.
اگر اصحاب امامان شما، مکان قبر را از عوام پنهان کردند شما این سوال که «چرا جای قبر فاطمه معلوم نیست» را از ما نپرسید از نایبان خمس و سهم امام بگیرد بپرسید.

امام زمان 4 نایب خاص داشت که 80 سال دراز واسطه بین او با مردم بودند.
مردم شیعه 80 سال وقت داشتند تا سوال های خود را از امام مهدی بپرسند.

حالا اگر در این 80 سال یکبار هم از مهدی سراغ قبر فاطمه را نگرفتند، دیگر شما چرا یقه ما سنی ها را چسبیده اید؟
و اگر سراغ قبر را از امام زمان گرفتند، امام زمان به اونها نشان نداد خب پس گناه از کیست؟ خود شما بگویید !!
شیعه چپ و راست را نگاه نکند و دنبال فرار نگردد و نگوید اگر قبر فاطمه را معلوم میکردند، خطر متوجه قبر میشد! از این دلایل پوچ نیاورد! قبر علی و حسین و حسن رضی الله عنهم، باقر و صادق و کاظم رحمهم الله از نظر شما معلوم است و خطری متوجه آنها نبوده و نیست.

نامعلوم بودن قبری دلیل بر بی اعتنایی یا توهین به صاحب قبر نیست.
خود شیعه ها میگویند که مکان قبر معاویه رضی الله عنه مشخص نیست. آیا از این میشود نتیجه بگیریم که اهل سنت قصد توهین به ایشان را داشته اند؟
همینطور از صد ها صحابی، نشانی و قبری در دست نداریم اما همه را دوست داریم. مثلا حضرت عباس، عموی پیامبر، آنقدر برای صحابه عزیز بود که در زمان حضرت عمر، برای دعای باران ایشان را پیشنماز خود کردند و صحابه پشت ایشان صف بستند. با این وجود آدرس قبر او را نمیدانیم که کجاست.

چرا نمیدانیم؟ چون در این باره تکلیف شرعی نداریم. و خداوند بما نگفته که نگهبان قبرها باشیم.
فرموده نماز بخوانیم حج کنیم روزه بگیریم جهاد کنیم و قرآن تلاوت نماییم اگر جای رمضان یا مکه یا قرآن را گم کردیم آنوقت بما ایراد بگیرید.
الله که فردای قیامت از ما نمیپرسد چرا قبر عباس را گم کردید یا چرا به زیارت قبر پیامبر نرفتید، اینها را از ما نمیپرسد. پس ناپیدا بودن گور بزرگان نه گناه است و نه توهین.

اما اینجا یک نکته مهم را میخواهیم بگوییم.
اول برویم به قرن 18 میلادی یعنی وقتی که سلفی ها از عربستان لشکر کشیدند و آمدند کربلا را فتح کردند.
اونها گمان میکردند اگر قبر حسین رضی الله عنه را نامعلوم کنند شیعه از عبادت بر سر قبر و برای قبر، و بارگاه ساختن دست برمیدارد. لذا دست بکار شدند و پس از خراب کردن بارگاه، قبر حسین رضی الله عنه را همسطح زمین کردند و برای محو کردن مکان، تمام زمین های اطراف را تا مساحت زیادی مسطح کردند و هر نشانه که بر روی زمین بود را ویران کردند. به این هم اکتفا نکردند و با گاو آهن تمام منطقه را شخم زدند و همه جا را یکسان و یکدست کردند.

سلفی ها گمان میکردند که دیگر شیعه محال است قبر حسین را پیدا کند و بارگاه بسازد.
اما بعد از رفتن سلفی ها از کربلا، باز شیعه ها گرد هم آمدند و مکان قبر حسین را دقیقا معلوم کردند!! حتی مکان دقیق قبر علی اصغر شش ماهه را دوباره ساختند!!! قبر های دیگران را هم ساختند و دقیق دقیق!!!!
آشکار است جای دقیق برای شیعه مهم نیست مهم داشتن عبادتگاه برای حسین و منصرف کردن مردم از عبادت الله است.
در زمان فاطمیان مصر، چون آنها به قبر حسین در کربلا دسترسی نداشتند پس یک داستان خیالی ساختند و سر حسین را در عالم خیال آوردند به مصر و در عالم واقعیت قبری بنام راس الحسین ساختند و به پرستش آن مشغول شدند.

شیعه ها و صوفی های تنبل افغانستان نیز یک قبر جعلی برای حضرت علی در مزار شریف درست کردند که هر سال هزاران هزار نفر بزیارت آن میروند و جالب این است که مراجع تقلید شیعه که در نجف نشسته اند به اونها نمیگویند که این قبر علی نیست. حتی افغانها خودشان مرجع تقلید افغانی دارند باز حتی آنها هم در این باره سکوت کرده اند.
پس جا برای شیعه مهم نیست، مهم زیارت قبور است ولو اینکه این قبر جعلی باشد.
خب وقتی اونها تا این حد درباره جای قبر سهل انگار هستند خب وقتی برای اونها مهم نیست که قبر علی هم در افغانستان باشد و هم در نجف!!! پس چرا قبر فاطمه را به کمک یک روایت پیدا نمیکنند؟

امام زمان در خواب حسن بن مثله جمکرانی و چند مرجع تقلید قمی همزمان آمده و از آنها خواسته که مسجد جمکران را بسازند و آنها هم ساختند و مردم هم باور کردند و یک جا در قم شد مقدس!!! و روز چهارشنبه شد مقدس! مسجد جمکران در سال گذشته فقط سه میلیون زایر داشته است.
آیا این امام زمان نمیتواند جای قبر فاطمه را نیز نشان دهد؟

شاید شیعه بگوید عربستان تحت تصرف وهابی هاست. اما قبلا که نبود مثلآ در زمان عثمانی ها آنها نیز مثل شیعه به آثار اهمیت میدادند و مثلا مسجد فاطمه هنوز در همین زمان وهابی ها در مدینه پا برجاست و شیعه ها مدعی هستند در آنجا حضرت فاطمه دو رکعت نماز خوانده و شیعه هم میرود و نماز میخواند و کسی ممانعت نمیکند.
پس چرا امام زمان قبر فاطمه را نشان نمیدهد؟؟!!
برای اینکه نفع اونها در نشان ندادن قبر و استفاده تبلیغاتی از قضیه است.
اونها در بوق ها می دمند که جای قبر فاطمه مجهول است و این دلیل است بر اختلاف علی و عمر. هدف شیعه برافراشته نگه داشتن پرچم اختلاف است. حالا اگر میخواهد قیمت آن محروم شدن فاطمه از زوار باشد، این برایشان مهم نیست و حاضرند که قیمت را بپردازند!!
اما از نظر ما سنی ها جای قبر دختر محبوب پیامبر معلوم است. گور حضرت فاطمه در مجموعه قبرهای بقیع است. قبر حسن رضی الله عنه هم همانجاست. چون ایشان وصیت کرده بود کنار مادرش دفن شود.

پس دیدید این همه هیاهو برای هیچ بود. قبر معلوم است و حضرت فاطمه هم بر اساس رسوم زمان خود مثل بقیه زنهای اهل البیت با مراسمی ساده به خاک سپرده شده و شیعه برروی یک حادثه عادی یک داستان عظیم خیالی را ساخته و دین خود را بر هیچ و پوچ بنا نهاده است.

+ نوشته شده در  دوشنبه 9 آذر1388ساعت 14:29  توسط ناهوک آنلاین  | 

ازدواج همزمان پسر 16 ساله با 2 دختر هم سن خود!!

در يک اتفاق نادر يک جوان بطور همزمان با دو دختر ازدواج کرد. يک جوان بطور همزمان با دو دختر مورد علاقه خود در يک روز ازدواج کرد.
داماد که يک پسر 16 ساله است دراتفاقي نادر دو دختر همسن و سال خودش را به عقد دائم در آورد تا رکورددار اين نوع ازدواج در زير سن قانوني کشور باشد.
اين ازدواج زماني رخ ميدهد که اين جوان 16 ساله ابتدا با دختر عمه خود ازدواج کرده و بعد به دنبال عشق و احساس ديگري رفته و همين امر موجب ازدواج همزمان با دو دختر ميشود.
جالب اينجاست که هر يک ازهمسران اين مرد جوان از اين ازدواج راضي بوده واز اين اتفاق ابراز خرسندي ميکنند.
گفتني است يکي از همسران اين مرد دخترعمه و ديگر نسبتي با وي نداشته است.
اين اتفاق نادر در روستاي دهميان از توابع کوهسرخ شهرستان کاشمر رخ داده است.


منبع: jamasp.com

+ نوشته شده در  دوشنبه 9 آذر1388ساعت 14:26  توسط ناهوک آنلاین  | 

جان واکرلیند طالب تازه مسلمان آمریکایی

جان واکرلیند طالب تازه مسلمان آمریکایی

 

                    جان واکر لیند 

                               جان واکر لیند

زندگی نامه جان


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه 9 آذر1388ساعت 14:7  توسط ناهوک آنلاین  | 

ربنا اتنا في الدنيا حسنه و في الاخره حسنه و قنا عذاب النار(اين ويديو رو از دست نديد)

ربنا اتنا في الدنيا حسنه و في الاخره حسنه و قنا عذاب النار(اين ويديو رو از دست نديد)


سبحان الله و لااله الا الله وحده لا شريك له له و الملك وله الحمد و هم علي كل شي قدير
دوستان اين ويديو به زبان عربي است . در مورد صدا ها و غوغاهايي كه زير زمين رخ داد . در يك كشوري كه آتشفشان فعال شده بود دانشمندان قصد داشتند از دستكاه هاي مربوطه استفاده كنند .كه وقني كوش دادند ، صداي انسان ها ي در حال عذابهستند .اول فكر كردند مشكل از دستكاهه و شايد هم صداي سنكها ولي وقتي درست كوش دادند ديدن كه صداي ميليون ها انسان در حال عذابه . صداي انسان ها هم در اين ويديو كذاشته شده . وقتي اين فيديو راديدم وقتي به صداي اه و ناله انسانها رسيد نتو نستم طاقت بيارم .

ربنا اتنا في الدنيا حسنه و في الاخره حسنه و قنا عذاب النار


http://keepvid.com/?url=http://www.y...%3DRc87tp-2CMk
+ نوشته شده در  یکشنبه 8 آذر1388ساعت 22:11  توسط ناهوک آنلاین  | 

فلش های زیبای اسلامی

فلش های زیبای اسلامی
 
 
برای دانلود فایل های فلش بر روی فلش مورد نظر کلیک راست کرده و Save target asرا انتخاب کنید . 
 
 
 
+ نوشته شده در  یکشنبه 8 آذر1388ساعت 18:33  توسط ناهوک آنلاین  | 

دانلود ویدئو کلیپ بسویم آمدی فارسی و انگلیسی از سامی یوسف

دانلود ویدئو کلیپ بسویم آمدی فارسی و انگلیسی از سامی یوسف

(Download Clip You Came To Me From Sami Yusuf English And Farsi (Persian

 

دانلود نسخه فارسی Download Persian (Farsi) Version

قسمت اول Part 1

قسمت دوم Part 2

قسمت سوم Part 3

توجه: باید هر سه قسمت دانلود شود تا کلیپ پخش شود


دانلود نسخه انگلسی Download English Version

قسمت اول Part 1

قسمت دوم Part 2

قسمت سوم Part 3

توجه: باید هر سه قسمت دانلود شود تا کلیپ پخش شود.

+ نوشته شده در  یکشنبه 8 آذر1388ساعت 18:8  توسط ناهوک آنلاین  | 

Beloved 2009



دانلود آلبوم الحبیب از مسعود کرتیس با کیفیت 128 کیلوبایت ام پی تری

Download Album Beloved Of Mesut Kurtis With 128 Kbps MP3

+ نوشته شده در  یکشنبه 8 آذر1388ساعت 18:4  توسط ناهوک آنلاین  | 

برنامه های يک دقيقه ئى

برادروخواهرمسلمان!

دراکثراین برنامه ها کدام مشکل وتکلیف بالایت نیست وضرورت به طهارت هم ندارد ومیتوانی این برنامه هارا در هرحالت اجرا نما ئى چه درحالت ایستادن ویانشستن ویا اینکه سوارویا پیاده باشی.

واين برنامه ها قرارذيل است:

۱- دريك دقيقه ميتوانى سوره الفاتحه را (۵) باربخوانى ودربدل آن (۷۰۰۰) خوبى را حاصل نمائى.

۲- دريك دقيقه ميتوانى سوره اخلاص را (۱۵) بار بخوانى كه معادل (۵) بارختم كامل قرآن ميباشد.

۳- دريك دقيقه ميتوانى (۲۰) باربگويى (لااِله الاالله وَحدَهُ لاشَريكَ لَََهُ، لَهُ المُلكُ وَلََهُ الحَمدُ وَهُوَعَلى كُلِ شَى ءٍ قَدِير) واجرآن مانند آزادنمودن (۸) كنيز ازاولاده اسماعيل عليه السلام درراه خدا است.

۴- دريك دقيقه ميتوانى (۱۰۰) بار بگوئى (سبحانَ اللهِ وَبِحَمدهِ) وهركسى آنرا روزانه بگويد گناهان وى بخشيده خواهد شد،اگرگناهانش مثل قف روى بحرهم باشد.

۵- دريك دقيقه ميتوانى اضافه از(۴۰) باربگوئى (لاحولَ ولا قوةَ اِلا بالله) واين كنزى است ازكنزهاى جنت.

۶- دريك دقيقه ميتوانى اضافه از(۱۰) باربگوئى (سُبحانَ اللهِ وَبِحَمدِهِ عَدَدَخَلقِهِ وَرِضانَفسِهِ وَزِنَةَ عَرشِهِ وَمِدادَ كَلِماتِهِ) واين برابربا اجرچندچند بارگفتن تسبيحوذكراست.

۷- دريك دقيقه ميتوانى اضافه تراز(۱۰۰) بار بگوئى (اَستَغفِرُالله) چون استغفار گفتن سبب بخشودن گناهان،داخل شدن به جنت،فراوانى نعمت ها،تقويت مؤمن،ردبلاها،آسانى وسهولت كارها،باريدن بارران،ومددخداوند بنده اش رابادادن اموال زياد وپسران ميشود.

۸- دريك دقيقه ميتوانى (۵۰) بار بگوئى (سُبحانَ اللهِ وَبِحَمدِهِ ،سُبحانَ اللهِ العَظيم) واين دو كلمه سبك وزن بالاى زبان،وسنگين در ترازوى اعمال درروز آخرت ودوست داشتنى درنزد خداوند است.

۹- دريك دقيقه ميتوانى (۲۰) بارصلوات برمحمد(صلى الله عليه وسلم) بفرستى، سپس خداوند درمقابل بالاى خودت (۲۰۰) بار صلوات ميفرستد.

۱۰- دريك دقيقه ميتوانى (۲۵) باربگوئى (سُبحانَ اللهِ والحَمدُلِلهِ ولا اِلهَ اِلااَللهُ واَللهُ اَكبَر) واين محبوبترين ودوستداشتنى ترين سخنان در نزد خداونداست.

۱۱- دريك دقيقه ميتوانى (۵۰) بار(لا اِلهَ اِلااَللهُ ) بگوئى.

۱۲- دريك دقيقه ميتوانى دست ها يت رابالا نموده وخداوند را به پاكى ياد نموده دعا نمائى.

۱۳- دريك دقيقه ميتوانى انسانى را ازبدى منع نموده و به خوبى امرورهنمائى نمائى.

۱۴- دريك دقيقه ميتوانى نصيحت وپندى رابه برادرت تقديم نموده وشفاعت نيكى نمائى.

۱۵- دريك دقيقه ميتوانى همكارى به غم رسيده اى نمائى وكثافت وناپاكى را از راه دور نمائى.

۱۶- دريك دقيقه ميتوانى با چند شخص مصافحه نمائى.



به اميد مؤفقيت وكامگارى همه دردنياوآخرت


منبع: اعجاز علمی

+ نوشته شده در  یکشنبه 8 آذر1388ساعت 17:55  توسط ناهوک آنلاین  | 

مبلغ اسلام حضرت مولا نا محمد الياس دهلوي رحمه الله

مبلغ اسلام حضرت مولا نا محمد الياس دهلوي رحمه الله

         

ولادت و نسب :

حضرت مولانا محمد الياس بن مولانا محمد اسماعيل رحمه الله درسال 1303 ه ق چشم به دنيا گشود سلسله نسبش به حضرت ابوبكر صديق ر ض مي رسد پدرش در(( جهنجا نه)) مظفر نگر زيست داشت سرانجام به دهلي رفته ودرهمان جا مقيم شد.

حليه : حضرت مولانا محمد الياس رحمه الله داراي رنگي گندم گون قامتي متوسط جسمي نهايت لاغر اما زرنگ وقوي بودآثار تفكر از صورتش پيداونشانه رياضت از چهره اش هويدا وعلا مت بلند همتي از جبينش نمايان بود ومقداري لكنت زبان داشت . مولانا محمداسماعيل: يكدفعه ميرزا الهي بخش مولانا محمداسماعيل رحمه الله را جهت تدريس بچه هايش به روستاي نظا م الدين خواند وي دعوت او را لبيك گفت و آنجا تشريف برد ودر مسجدي مقيم شد چون بسيار زاهد وعابد بود يكسوئي وگمنامي را    مي پسنديد وهميشه مشغول ذكر خدا بود ودر اوقات فراغت مشغول تدريس قران بود هميشه ده دوازده نفرطلبه ( ميواتي) پيش او موجود بود كه غذايشان توسط ميرزا الهي بخش تا مين مي شد وي بسيار فروتن بود در گرماي شديد ازچاهي آب كشيده وبه مردم مي نوشانيد سر انجام دو ركعت نماز خوانده وچنين دعا مي كرد بار الها از تو سپاسگزارم كه مرا توفيق به اين خدمت دادي وگرنه من اين شايستگي رانداشتم در منزل او اهتمام شب بيداري بود وهميشه تمام شب در منزل يكي بيدار بود بر اثر اخلاصي كه داشت مردم دهلي ارادتمند ودوستدارش بودند درهمين زمان با اهل (ميوات) هم تعلق بر قرار نمود علاوه برخدمت جاني ومالي به آنها تعليم ديني هم مي داد بدين خاطر اهل ميوات هم ارادتمندش شدند كيفيت احساني وعرفاني وي به حدي بود كه چون پيش حضرت مولانا رشيد احمد گنگوهي رحمه الله جهت بيعت رفت وي در پاسخ فرمود توكه نيازي به اين نداري حضرت مولانا محمد اسماعيل درسال  1315 ه ق در كذشت و بعد از خود سه  پسر به يادگار گذاشت بزرگترين پسرش مولوي محمد رحمه الله بود كه بعدا جانشين پدر قرار گرفت ودو برادرديگر كه از همسرديگر بودند مولانا محمديحيي ومولانامحمد الياس رحمهمالله نام داشتند.

ادامه مطلب


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه 8 آذر1388ساعت 17:51  توسط ناهوک آنلاین  | 

هر چه کنی، به خود کنی

هر چه کنی، به خود کنی


یکی از حکما می گوید: انسان عیب جو، مانند مگس است که فقط روی زخم می نشیند. بعضی، به آفت[ولی] و [اما] گرفتارند؛ اسم هر کس را ببری، می گویند: آدم خوبی است، ولی ... بدین ترتیب بعد از کلمه [ولی] او را به شدت مورد عیب جویی قرار می دهند و قصدا" حرمت او را هتک می کنند: {‏ وَيْلٌ لِّكُلِّ هُمَزَةٍ لُّمَزَةٍ ‏} {‏ واي به حال هر كه عيبجو و طعنه‌زن باشد! } (همزه/1)
{‏ هَمَّازٍ مَّشَّاء بِنَمِيمٍ} {‏ بسيار عيبجوئي كه دائماً سخن‌چيني مي‌كند.} (قلم/11)
{ ... وَلَا يَغْتَب بَّعْضُكُم بَعْضاً ...} { ... برخی از شما، از برخی دیگر عیب جویی نکنند ... }. (حجرات/12)
ما، زمانی خوشبخت می شویم که دیگران را خوشبخت و شادمان کنیم و به استعدادها و تواناییها و خوبیهایشان اعتراف نماییم. تجربه نشان داده است که ما به همان اندازه که به دیگران احترام می گذاریم و به خوبیهایشان اعتراف می کنیم و به آنها توجه می نماییم، مورد توجه و احترام قرار می گیریم و به همان نسبت آنان به خوبی های ما عتراف می کنند. همچنین به همان اندازه که خود را به بی خبری می زنیم، به همان نسبت، آنها، از ما روی می گردانند و به ما بی توجهی می نمایند.
کدامین عاقل است که می خواهد مردم به او احترام بگذارند، در حالیکه خودش، عاشق توهین به مردم است؟! و دوست دارد مردم، او را بزرگ بدارند و حال آنکه خودش، برای تحقیر آنان می کوشد!

+ نوشته شده در  یکشنبه 8 آذر1388ساعت 17:48  توسط ناهوک آنلاین  | 

انشای یک دانش آموز بامزه


پدرم همیشه می‌گوید " اینخارجی‌ها که الکی خارجی نشده‌اند، خیلی کارشان درست بوده که توی خارج راهشان داده‌اند" البته من هم می‌خواهم درسم را بخوانم؛ پیشرفت کنم؛ سیکلم را بگیرم و بعد به خارج بروم. ایران با خارج خیلی فرغ دارد. خارج خیلی بزرگتر است. من خیلی چیزها راجب به خارج می‌دانم. تازه دایی دختر عمه‌ی پسر همسایه‌مان در آمریکا زندگی می‌کند. برای همین هم پسر همسایه‌مان آمریکا را مثل کف دستش می‌شناسد. او می‌گوید "در خارج آدم‌های قوی کشور را اداره می‌کنند" مثلن همین "آرنولد" که رعیس کالیفرنیا شده است. ما خودمان در یک فیلم دیدیم که چطوری یک نفره زد چند نفر را لت و پار کرد و بعد با یک خانم... البته آن قسمت‌های بی‌تربیتی فیلم را ندیدیم اما دیدیم که چقدر زورش زیاد است، بازو دارد این هوا. خارجی‌ها خیلی پر زور هستند و همه‌شان بادی میل دینگ کار می‌کنند. همین برج‌هایی که دارند نشان می‌دهد که کارگرهایشان چقدر قوی هستند و آجر را تا کجا پرت کرده‌اند. ما اصلن ماهواره نداریم. اگر هم داشته باشیم؛ فقط برنامه‌های علمی آن را نگاه می‌کنیم. تازه من کانال‌های ناجورش را قلف کرده‌ام تا والدینم خدای نکرده از راه به در نشوند. این آمریکایی‌ها بر خلاف ما آدم‌های خیلی مهربانی هستند و دائم همدیگر را بقل می‌کنند و بوس می‌کنند. اما در فیلم‌های ایرانی حتا زن و شوهرها با سه متر فاصله کنار هم می‌نشینند که به فکر بنده همین کارها باعث شده که آمار تلاغ روز به روز بالاتر بشود. در اینجا اصلن استعداد ما کفش نمی‌شود و نخبه‌های علمی کشور مجبور می‌شوند فرار مغزها کنند. اما در خارج کفش می‌شوند. مثلاً این "بیل گیتس" با اینکه اسم کوچکش نشان می‌دهد که از یک خانواده‌ی کارگری بوده اما تا می‌فهمند که نخبه است به او خیلی بودجه می‌دهند و او هم برق را اختراع می‌کند. پسر همسایه‌مان می‌گوید اگر او آن موقع برق را اختراع نکرده بود؛ شاید ما الان مجبور بودیم شب‌ها توی تاریکی تلویزیون تماشا کنیم. من شنیده‌ام در خارج دموکراسی است. ولی ما نداریم. اگر اینجا هم دموکراسی می‌شد چقدر خوب می‌شد. آنوقت "محمدرضا گلذار" رعیس جمهور می‌شد و "مهناز افشار " هم معاون اولش می‌شد. شاید "آمیتا پاچان" و "شاهرخ خان" را هم دعوت می‌کردیم تا وزیر بشوند. خیلی خوب می‌‌شد. ولی سد افصوث و دریق که نمی‌شود.از نظر فرهنگی ما ایرانی‌ها خیلی بی‌جمبه هستیم. ما خیلی تمبل و تن‌پرور هستیم و حتی هفته‌ای یک روز را هم کلاً تعطیل کرده‌ایم. شاید شما ندانید اما من خودم دیشب از پسر همسایه‌مان شنیدم که در خارج جمعه‌ها تعطیل نیست. وقتی شنیدم نزدیک بود از تعجب شاخدار شوم. اما حرف‌های پسر همسایه‌مان از بی بی سی هم مهمتر است. ما ایرانی‌ها ضاتن آی کیون پایینی داریم. مثلن پدرم همیشه به من می‌گوید "تو به خر گفته‌ای زکی". ولی خارجی‌ها تیز هوشان هستند. پسر همسایه‌مان می‌گفت در آمریکا همه بلدند انگلیسی صحبت کنند، حتا بچه کوچولوها هم انگلیسی بلدند. ولی اینجا متعسفانه مردم کلی کلاس زبان می‌روند و آخرش هم بلد نیستند یک جمله‌ی ساده مثل I lav u بنویسند. واقعن جای تعسف دارد. این بود انشای من.


برگرفته شده از : کاکتوس طنز

+ نوشته شده در  یکشنبه 8 آذر1388ساعت 9:23  توسط ناهوک آنلاین  | 

خدمات حضرت عمر (رض) برای اسلام

و حضرت عمر(رضي الله عنه) بود كه خدمات بزرگي را براي گسترش اسلام انجام داد:


مهمترين كارهاي عمر -رضی الله عنه-


فتح قادسيه در محرم سال (14) هجري.


عمر تصميم گرفت خودش در جنگ عراق شركت كند بنابراين علي بن ابي طالب -رضی الله عنه- را در مدينه بعنوان جانشين خود انتخاب كرد، عبدالله بن عوف به او گفت مي‌ترسم اگر كشته شوي مسلمانها در همه جا ضعيف شوند و نظر من اين است كه تو به مدينه باز گردي و مردي و فردي ديگر را بفرستي، آن گاه عمر و ديگر اصحاب نظر عبدالرحمن بن عوف را تأييد كردند، و عمر گفت: به نظر شما چه كسي را بفرستيم؟ عبدالرحمن بن عوف گفت: شير غران سعد بن ابي وقاص را، عمر قبول كرد و بالاخره سعد همراه با لشكري (4000) هزار نفري يا (6000) هزار نفري بسوي عراق رهسپار شد. و عمر گفت سوگند به خدا كه پادشاهان عرب را در مقابل پادشاهان عجم قرار مي‌دهم و به سعد دستور داد كه از سران قبايل بخواهد كه در جنگ قادسيه حضور بهم رسانند.
در اين جنگ (313) نفر يا بيشتر از اصحاب شركت داشتند (70) نفر از اهل بدر بودند، و همچنين (700) نفر از فرزندان اصحاب در اين جنگ مشاركت داشتند، و فارسي‌ها همه اتفاق كردند كه رستم را بعنوان فرمانده خود انتخاب كننده، رستم با لشكري (80000) هزار نفري يا بيشتر حركت كرده او (33) فيل جنگي به همراه داشت، سعد، ربعي بن عامر را براي گفتگو با رستم پيش او فرستاد. ربعي وارد شد و فارسي‌ها مجلس رستم را با فرش‌هاي فاخر و گران بها و زرّين و بالش‌هاي ابريشمي آراسته بودند، مرواريد و صدف‌هاي گران قيمت را به نمايش گذاشته بودند، رستم در حالي كه تاج به سرش بود بر تخت طلايي تكيه زده بود، و ربعي با لباس‌هاي كهنه و شمشير و سپر معمولي و اسبي كوتاه قامت وارد شد، او از اسبش پياده نشد تا آن كه به گوشه فرش‌ها رسيد آن گاه از اسب پياده شد و اسبش را به يكي از اين بالش‌ها بست، و در حالي كه سلاح و ذره به تن داشت و كلاه آهنين بر سرش بود روي در روي آنها قرار گرفت، فارس‌ها به او گفتند: اسلحه‌ات را به زمين بگذار، او گفت: من خودم پيش شما نيامده‌ام، بلكه شما ما را دعوت كرده‌ايد، اگر به همين صورت دوست داريد پيش شما مي‌مانم وگرنه بر مي‌گردم، رستم گفت: به او اجازه بدهيد، او در حالي كه نيزه‌اش را چون عصايي به دست خود گرفته بود، جلو آمد و سر نيزه بيشتر فرش‌هاي گران بها را پاره كرد، آن‌ها به او گفتند: چرا به اينجا آمده‌ايد؟ ربعي گفت: خداوند ما را فرستاده است تا هر كس را كه بخواهد از بندگي بندگان بيرون آورده و بسوي بندگي خدا سوق دهيم، و از تنگناي دنيا او را به فراغناي آن هدايت كنيم، و از ستم اديان او را بيرون كرده و بسوي عدالت اسلام بياوريم، بنابراين خداوند ما را همراه با دين خود بسوي مردم فرستاده است تا آنان را به سوي خدا فراخوانيم، و هر كس اين را از ما قبول كند ما از او مي‌پذيريم و كاري به كار او نداريم، و هر كس قبول نكند همواره با او خواهيم جنگيد تا آن كه به آنچه خدا وعده داده است برسيم.
گفتند: خدا به چه وعده داده است؟ گفت: خدا به كساني كه با منكران اين بجنگند و كشته شود وعده بهشت داده است، و آنان كه در جنگ با كافران كشته نشوند وعده پيروزي داده است. رستم گفت: سخن‌تان را شنيدم آيا فرصت مي‌دهيد تا ما فكر كنيم و شما هم فكر كنيد؟ گفت: بله چند روز دوست داريد به شما فرصت بدهيم؟ يك روز و يا دو روز؟ رستم گفت: نه بلكه بيشتر فرصت دهيد تا ما با سران و صاحبان رأي خود مشوره كنيم. گفت: پيامبر ما -صلى الله عليه وآله وسلم- عادتش بر اين نبود كه به هنگام رويارويي با دشمن، آنان را بيش از سه روز فرصت دهد، پس در مورد خود و قومت فكر كن و بعد از سه روز يكي از سه چيز را انتخاب كن، رستم گفت: آيا فرمانده و رهبر آنها تو هستي؟ گفت: نه، اما مسلمان‌ها چون يك جسم هستند و هرگاه پايان‌ترين آنها به كسي پناه دهد، بالاترين آنان به عمل او احترام مي‌گذارند. آن گاه رستم و سران قومش گرد هم آمدند رستم گفت: آيا تاكنون سخن قوي‌تر و بهتر از سخن اين مرد ديده‌ايد؟ گفتند: پناه به خدا از اينكه به اين مرد گرايش بيابي و دين خود را به خاطر اين سگ رها كني آيا لباس‌هاي كهنه‌اش را نديده‌اي؟ رستم گفت: واي بر شما به لباس نگاه نكنيد بلكه به فكر و سخن و رفتار نگاه كنيد، زيرا كه عرب‌ها به لباس و خوراك اهميت نمي‌دهند و فقط از شرافت و نصب دفاع مي‌كنند.
ابن كثير مي‌گويد: جنگ قادسيه رخداد بسيار بزرگ بود كه در عراق واقعه‌اي شگفت انگيز‌تر از آن رخ نداده بود، و وقتي كه هر دو گروه رودرروي همديگر قرار گرفتند سعد مريض به عرق النسا (درد سياتيك) بود و بدنش ورم كرده بود او نمي‌توانست سوار شود، بلكه او بر سينه‌اش افتاده و به لشكر نگاه مي‌كرد، و آن را هدايت مي‌نمود و كار جنگ را به خالد بن عرفطه سپرده بود[1].
جنگ آغاز شد و فرماندهان سربازان را براي پيكار تشويق مي‌كردند و هر دو گروه بشدت با هم جنگيدند و گروهي از دلها در مروان اسلام به آزموني بس زيبا به نمايش گذاشتند افرادي چون (عمرو بن معدي كرب، القعقاع بن عمرو، جرير بن عبدالله البجلي، خالد بن عرفطه، ضرار بن الخطاب، طليحه اسدي). جنگ سه شبانه روز ادامه يافت و مسلمين فيل و فيل سواران را نابود كردند و باد سختي وزيدن گرفت و خيمه فارس‌ها را از جا كند و مسلمين پيروز شدند در اين هنگام رستم شتابان سوار بر مركب شد تا فرار كند اما مسلمين او را دستگير كردند و كشتند.



اجنادين


اجنادين يكي از جنگ‌هاي سرنوشت ساز با رومها بود، عمرو بن العاص همراه لشكرش بسوي اجنادين حركت كرد و از آن سوي رومي‌ها و فرماندهشان ارطبون بيرون آمدند، وقتي كه خبر به عمر بن الخطاب رسيد گفت: ارطبون روم را در مقابل ارطبون عرب قرار داده‌ايم، ببيند كه چه مي‌شود. عمرو در اجنادين اقامت گزيد در حالي كه نمي‌توانست به نقطة ضعف ارطبون پي ببرد و همچنين فرستاده‌ها نمي‌توانستند اطلاعاتي براي او بياورند كه او را قانع كند بنابراين تصميم گرفت خودش برود، از اين‌رو براي اطلاع يافتن از وضعيت ارطبون بعنوان فرستاده عمرو بن العاص پيش او رفت و سخنان او را شنيد و آن چه خواست به او گفت، ارطبون به او مشكوك شد و نگاهباني را صدا زد و چيزي آهسته در گوشش گفت، عمرو بن العاص احساس كرد كه او متوجه قضيه شده و اينكه دستور كشتن او را صادر كرده است، بنابراين به ارطبون گفت: اي امير! شما سخنان من را شنيديد و من سخنان تو را شنيدم، من يكي از ده نفري هستم كه عمر بن الخطاب ما را فرستاده تا با عمرو بن العاص همراه شويم، و شاهد كارهايش باشيم و من دوست داشتم كه آنها را پيش تو بياورم تا آنها سخنان تو را بشنوند و تو سخنان آنها را بشنويد. ارطبون گفت: بله برو آنها را پيش من بياور سپس نگهباني ديگر را صدا زد و چيزي آهسته در گوشش گفت و عمرو از آن جا جان سالم بدر برد، و بعد ارطبون متوجه شد كه كسي كه پيش او آمده است خود عمرو بن العاص بوده است، و گفت: اين مرد مرا فريب داد، سوگند به خدا كه اين مرد از همه عرب‌ها خطرناك‌تر است. و بعد از آن جنگ اجنادين شروع شد و خداوند مسلمين را پيروز گرداند و ارطبون به ايلياء (بيت المقدس) گريخت و آن جان پنهان شد.

فتح بيت المقدس
ابو عبيده به همراه لشكر اسلام بسوي بيت المقدس رهسپار شد و وقتي كه به آن جا رسيد بيت المقدس را محاصره كرد و چنان آنها را در تنگنا قرار داد كه صلح را پذيرفتند با اين شرط كه امير المومنين عمر بن الخطاب -رضی الله عنه- پيش آنها بيايد[2] وقتي عمر به شام رسيد ابو عبيده فرماندهان بزرگ همانند خالد بن وليد، و يزيد بن أبي سفيان، به استقبال او رفتند ابو عبيده پياده شد و عمر هم پياده شد ابو عبيده خواست دست‌هاي عمر را ببوسد، و اما عمر خواست پاهاي ابو عبيده را ببوسد آن گاه ابو عبيده دست نگه داشت و عمر نيز دست نگه داشت، آن گاه عمر حركت كرد تا آنكه با نصاراى بيت المقدس صلح نمود بشرط اينكه تا سه روز روميان را از بيت المقدس بيرون كنند و عمر از همان دري وارد مسجد شد كه پيامبر خدا -صلى الله عليه وآله وسلم- در شب اسراء وارد شده بود. گفته‌اند او به هنگام ورود به بيت المقدس لبيك گفت و دو ركعت نماز در محراب داود خواند، و نماز صبح فردا را در آن جا با مسلمين اداء نمود و در ركعت اول سوره (ص) را خواند و سجده كرد و مسلمين نيز سجده كردند و در ركعت دوم سوره (بني‌اسرائيل) را خواند پس با راهنمايي كعب احبار به محل صخره آمد كعب به او پيشنهاد كرد كه مسجد را از پشت سر قرار دهد، عمر گفت: با دين يهوديت مشابهت كرده‌ايد، سپس مسجد را در جانب قبله بيت المقدس قرار داد – جايي كه آن را امروز عمري مي‌گويند – سپس عمر چادرش را پهن نمود و خاك‌هاي صخره را از آن دور مي‌كرد و مسلمين نيز همراه او همين كار را كردند و بعد (رومي‌ها را مأمور كرد تا بقيه خاك‌ها را دور كنند، و زيرا رومي‌ها صخره را زباله‌داني كرده بودند چون كه قبله يهوديان بود، و زن‌ها پارچه آلوده به خون عادت ماهانگي خود را روي صخره مي‌انداختند آن‌ها مي‌خواستند با اين كار از يهوديان انتقام بگيرند زيرا يهوديان قبر كسي را كه به جاي عيسي به دار آويختند به عنوان زباله‌دان قرار داده بودند و به اين خاطر محل به دار آويختن آن فرد قمامه (زباله‌دان) ناميده مي‌شود و اين اسم به كليسايي كه نصارى آن جا بناء كرده بودند اطلاق مي‌شد.

فتح تستر و السوس و اسير شدن هرمزان سال 17ه‍
سبب اصلي اين واقعه آن بود كه يزدگرد پادشاه فارس فارس‌ها را تحريك مي‌كرد تا با عرب‌ها بجنگد تا آن كه آنها پيمان‌هاي را كه بعد از جنگ قادسيه و ديگر جنگ‌هاي كوچك بسته بودند شكستند، و با همديگر عهد بستند كه با مسلمين بجنگد، وقتي كه خبر به عمر بن الخطاب رسيد به سعد بن ابي وقاص دستور داد كه لشكري به اهواز در مقابل هرمزان بفرستند، سعد، نعمان بن مقرن را فرستاد نعمان وقتي كه به رامهرمز رسيد هرمزان بسوي او رفت و با او جنگيد و بالاخره هرمزان شكست خورد و به تستر گريخت. مسلمانان به تعقيب او پرداختند تا آن كه او را آن‌ جا محاصره كرده و تعداد زيادي از هر دو گروه كشته شدند، آن گاه مسلمين به براء[3] گفتند: اي براء سوگند بخور بر پروردگارت تا دشمن را شكست دهد. او گفت: بار خدايا آنان را شكست بده و مرا شهيد كن. براء در آن روز بيش از صد نفر از جنگجويان دشمن را كشته بود. آن گاه خداوند هرمزان و قومش را شكست داد و به تنگ آمدند و مردي از فارس‌ها از ابو موسي اشعري طلب امان كرد، ابوموسي به او امان داد، آن مرد مسلمين را به جايي راهنمايي كرد كه از آن‌جا مي‌توانستند وارد شهر شوند و آن جا ورودي آب به شهر بود فرماندهان مردم را به آنجا فراخواندند و گروهي از مردان دلير به همراه آب شبانه وارد شهر شدند و بسوي دربانان آمدند و آنها را كشتد و درها را گشودند، مسلمين هم تكبير گفته و وارد شهر شدند و اين نزديك صبح بود.
جنگ شروع شد و تا طلوع خورشيد ادامه يافت و مسلمين نتوانستند نماز صبح را بخوانند. انس مي‌گويد: در فتح تستر حضور داشتم به هنگام نماز صبح بود و مردم مشغول فتح شهر بودند و نماز را بعد از طلوع خورشيد خواندند و آن نماز برايم مورد پسنديده‌تر از شتران سرخ مو است[4].
هرمزان بسوي قلعه فرار كرد و گروهي از دليرمردان به دنبال او آمدند او تيراندازي مي‌كرد و تيري به براء بن مالك و مجزأه بن ثور اصابت كرد و آن دو را از پاي در آورد.
و هرمزان به آنها گفت: صد تير به همراه دارم هر كس بسوي من بيائيد او را با تير خواهم زد اگر بعد از كشته شدن صد نفر از شما مرا اسير كنيد چه سودي براي شما دارد.
مسلمان‌ها گفتند: پس چه مي‌خواهي؟ گفت: به من امان بدهيد تا خودم را به شما تسليم كنم آن گاه مرا پيش عمر بن الخطاب ببريد تا او هر چه در مورد من بخواهد حكم كند. مسلمين پذيرفتند. و وقتي او را پيش عمر بردند به خانه عمر رفتند اما ديدند آنجا نيست، اهل خانه گفتند: عمر در مسجد خوابيده است، هرمزان گفت: عمر كجاست؟ آنها بسوي عمر اشاره كردند و آهسته حرف‌ مي‌زدند تا او را بيدار نكنند. هرمزان گفت: نگهبانان و دربانان او كجا هستند؟ گفتند كه او نگهبان و دربان ندارد.
عمر از صداي آنها بيدار شد و نشست، به او گفتند: اين هرمزان است، عمر گفت: به چه دليل چند بار عهد شكني كردي؟ هرمزان گفت: مي‌ترسم كه قبل از آن كه تو را با خبر كنم مرا به قتل برساني. عمر گفت: از اين بابت مترس. آنگاه هرمزان آب خواست، آب آوردند او در حالي كه مي‌لرزيد ليوان آب را به دست گرفت، و گفت: مي‌ترسم در حالي كه آب مي‌نوشم كشته شوم، عمر گفت: تا وقتي كه آب ننوشيده‌اي كسي كاري به كارت ندارد. آنگاه هرمزان ليوان آب را به زمين انداخت و آب ننوشيد. عمر گفت: برايش آب بياوريد و او را تشنه به قتل نرسانيد. هرمزان گفت: آب نمي‌خورم. عمر به او گفت: من تو را مي‌كشم هرمزان گفت: شما مرا تا وقتي آب بنوشم امان داده‌اي و هنوز آب ننوشيده‌ام، انس بن مالك گفت: راست مي‌گويد اي امير المؤمنين، عمر گفت: واي بر تو اي انس من كسي را امان مي‌دهم كه مجزأه و براء را كشته است؟ و آنگاه عمر رو به هرمزان كرد و به او گفت: سوگند به خدا مرا فريب دادي، و اكنون فريب نمي‌خورم مگر آن كه مسلمان شوي. و آن وقت هرمزان مسلمان شد. و وقتي به هرمزان گفتند: چرا قبل از اين مسلمان نشدي. گفت: ترسيدم كه بگويند از ترس شمشير مسلمان شد.

عام الرماده سال 18 ه‍ـ
اين سال براي آن عام الرماده ناميده شد چون كه زمين بر اثر قحط سالي و كمبود بارندگي رنگش چون خاكستر سياه شده بود. و اين قحط سالي تا نه ماه ادامه يافت و عمر به ابوموسي در بصره و به عمرو بن العاص نوشت و گفت: (براي امت محمد طلب باران كنيد) و مردم جهت اداي نماز طلب باران بيرون رفت، و عمر، عباس عموي پيامبر -صلى الله عليه وآله وسلم- را همراه خود برد تا براي طلب باران دعا كند، عباس بلند شد و خطبه كوتاهي ايراد كرد و نماز خواند، و سپس بر زمين زانو زد و گفت: بار خدايا فقط تو را مي‌پرستيم و تنها از تو كمك مي‌خواهيم، بار خدايا ما را بيامرز، و بر ما رحم بفرما، و از ما راضي باش، سپس برگشتند وقتي به خانه‌ها رسيدند گودال‌ها و آبگيرها پر از آب شدند.
انس بن مالك -رضی الله عنه- مي‌گويد: عمر و عباس بيرون آمدند تا براي نزول باران دعا كنند، و عمر گفت: بار خدايا در زمان پيامبر وقتي دچار قحط سالي مي‌شديم به پيامبر متوسل مي‌شديم (و او براي ما دعا مي‌كرد) و اينك به دعاي عموي پيامبر خود به تو متوسل مي‌شويم[5].

جنگ نهاوند
در اين جنگ مسلمان‌ها (30) هزار نفر بودند و نعمان بن مقرن فرمانده آنان بود. فارس‌ها در قلعه پناه گرفته و براي جنگ با مسلمين بيرون نيامدند. طليحه اسدي گفت: نظر من اين است كه گروهي را بفرستيم تا آنها را محاصره كنند و با آنها درگير شدند و آنها را تحريك كنند و وقتي آنها بيرون آمدند اين لشكر به سوي ما فرار كند و آنها وقتي به تعقيب اين لشكر بپردازند وقتي لشكر به ما رسيد ما هم فرار كنيم آنگاه در اينكه ما شكست خورده‌ايم ترديدي به خود راه نمي‌دهند و همگي از قلعه‌هايشان بيرون مي‌آيند، و وقتي همه كاملاً بيرون آمدند به سوي آنها بر مي‌گرديم و با آنها پيكار مي‌كنيم تا خداوند بين ما و آنها فيصله نمايد. مردم اين نظر را پسنديدند و نعمان گروهي را به فرماندهي قعقاع بن عمرو فرستاد تا به شهر بروند و دشمن را محاصره كنند و وقتي آنها براي جنگيدن بيرون آمدند از پيش آنها فرار كنند. قعقاع چنين كرد و وقتي فارس‌ها از قلعه‌هايشان بيرون آمدند قعقاع و همراهانش به عقب فرار كردند و عجم‌ها فرار آنها را غنيمت دانستند و چنان كه طليحه فكر مي‌كرد به تعقيب آنها پرداختند و گفتند فرصت خوبي است و همه بيرون آمدند و در شهر كسي جز دربان‌ها باقي نماندند، آنها اين گروه كوچك را تعقيب كردند تا آن كه به لشكر رسيدند، نعمان بن مقرن آماده بود، مردم خواستند با آنها بجنگند اما نعمان به آنها دستور داد تا صبر كنند كه بعد از زوال آفتاب كه باد وزيدن مي‌گيرد و پيروزي نازل مي‌شود. آنگاه بجنگند چنان كه پيامبر -صلى الله عليه وآله وسلم- چنين مي‌كرد. ناگفته نماند كه دشمن وقتي از قلعه‌ها بيرون آمد صبح جمعه بود. مردم اصرار مي‌كردند كه نعمان دستور حمله بدهد اما او چنين نكرد و او مرد استواري بود – بعد از زوال آفتاب نماز را با مسلمين ادا كرد و سپس بر اسب سرخ تيره‌اش سوار شد و كنار هر پرچم و گروهي مي‌ايستاد و آنها را به صبر و پايداري بر مي‌انگيخت و به مسلمين گفت كه وقتي اولين تكبير را گفتم آماده شويد و چون تكبير دوم را گفتم كاملاً آماده شويد و هنگامي كه تكبير سوم را گفتم با تمام قدرت حمله كنيد. سپس نعمان به جايش برگشت، فارس‌ها نيز سخت آمادگي كرده و در صف‌هاي زياد و به همه فشرده‌اي براي جنگ ايستاده بودند. و آنها چنان تعدادشان زياد و داراي ساز و برگ نظامي بودند كه هيچگاه ديده نشده بود. آنها پشت سر خود آهن‌هاي خاردار انداختند تا نتوانند فرار و عقب‌نشيني كنند. آنگاه نعمان اولين تكبير را گفت و پرچم را تكان داد و مردم براي حمله كردن آماده شدند، سپس تكبير دوم را گفت و پرچم را تكان داد و مردم كاملاً آماده شدند سپس تكبير سوم را گفت و حمله كرد و مردم نيز بر مشركين حمله‌ور شدند و نعمان و افرادش برق‌آسا حمله كردند و چنان جنگي به نمايش گذاشتند كه نظير آن ديده نشده بود و در نهايت خداوند مسلمين را پيروز گرداند.

وفات خالد بن وليد 21 هـ
خالد در حالي كه بر بستر مرگ بود گفت: در جنگ‌هاي زيادي شركت كرده‌ام و در بدن من هيچ جايي نيست مگر آن كه اثري از زخم شمشير و نيزه بر آن است. و اكنون مانند شتر به مرگ طبيعي روي بستر خودم مي‌ميرم، بزدلان آرام نيابند.
و همچنين گفت: اگر شبي عروسي مي‌كردم يا به فرزندي مژده داده مي‌شدم چنان خوشحال نمي‌شدم كه از ملاقات با دشمن در شبى سرد صبح كنم، خوشحال مي‌شدم

+ نوشته شده در  یکشنبه 8 آذر1388ساعت 9:17  توسط ناهوک آنلاین  | 

طريقه وضو از قرآن فقط!

بسم الله الرحمن الرحيم


يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ إِذَا قُمْتُمْ إِلَى الصَّلاةِ

اى کسانى که ايمان داريد، هرگاه بسوى اداى نماز ايستاديد ( خواستيد نماز ادا کنيد )

فَاغْسِلُواْ وُجُوهَكُمْ وَأَيْدِيَكُمْ إِلَى الْمَرَافِقِ
بايد: (۱) صورت خود را بشوييد، (۲) دست هايتان را تا آرنج بشوييد،

وَامْسَحُواْ بِرُؤُوسِكُمْ (۳) سر خود را مسح ( آب ) بکشيد

وَأَرْجُلَكُمْ إِلَى الْكَعْبَيْنِ ....
و (۴) پاهايتان را تا قوزک پا ( بشوييد.)سورة المائدة - آية ۶


دوستان اهل تشيع به ما ايرادها دارند كه اينجا ايرادهايشان رامي آورم:

1- اينكه اهل سنت شستن پاها را از خودشان درست کرده اند!

۲- آیه ی وضو فقط بر مسح پاهاست و نه غسل آن

۳- مسح پا به همراه مسح سر آمده است

4- اتصالی بین فعل شستن صورت و دستها و پاها وجود ندارد

برای خواندن بقیه مطالب به ادامه مطلب
مراجعه کنید.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه 8 آذر1388ساعت 9:12  توسط ناهوک آنلاین  | 

عيد سعيد قربان و خداشناسي بر مسلمانان جهان مبارك باد

عيد سعيد قربان و خداشناسي بر مسلمانان جهان مبارك باد

از دل‌ها پرنده‌هايي به آسمان پر مي‌گشايد. كبوتراني كه نخست مرغكاني خرد بودند در لانه دل كه به آب و دان دوست پرورده گشتند و اينك در آسمان بي كران لطف او بال اشتياق مي‌زنند.روز، روز عيد قربان است. روزي كه نشان از عاطفه و مهرباني دارد.


روز، روز ابراهيم و ابراهيمان است كه سر بلند از آزموني سخت بر آمده‌اند. اين روز هديه‌اي است از جانب پروردگار كه رسولش صلوات الله عليه فرمود: خداوند براي جشن و شادماني دو روز خجسته‌ را براي شمار قرار داد. يك روز قربان و ديگري فطر. ونوشا نوشا! بر آنان كه با معرفت از عرفات وظيفه گذشته و به صفاي باطن رسيدند و اكنون در مقام سعي بر قربانگاه نفس ايستاده‌اند تا آخرين جرعه از جام الست را بنوشند و به خيل «قالو بني» گويان بپيوندند.آري بهترين چيز رسيدن به نگاهي است كه از حادثه عشق تر است.

صدای پای عید می‌آید. عید سر سپردگی و بندگی يعني عید قربان كه پاک‌ترین عیدهاست. عید بر آمدن انسانی نو از خاکسترهای خویشتنِ خویش است. عید قربان عید بر آمدن روزی نو و انسانی نو است. عيد قربان كه پس از وقوف در عرفات (مرحله شناخت) و مشعر (محل آگاهي و شعور) و منا (سرزمين آرزوها و رسيدن به عشق) فرا مى رسد، عيد رهايى از تعلقات است. رهايى از هر آن‌چه غيرخدايى است. در اين روز حج گزار، اسماعيل وجودش را - يعنى هر آن‌چه بدان دل‌بستگى دنيوى پيدا كرده است،- قربانى مى‌كند تا سبكبال شود.

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 5 آذر1388ساعت 18:38  توسط ناهوک آنلاین  | 

نماز جمعه

  تشویق بر خواندن نماز جمعه
از ابوهریرهt روایت است که پیامبرr فرمود : (من اغتسل ثم أتی الجمعة فصلی ما قدر له، ثم أنصت حتی یفرغ من خطبته، ثم یصلی معه غفرله ما بینه و بین الجمعة الأخری و فضل ثلاثة أیام)[1] «هرکس در روز جمعه غسل کند و به نماز جمعه برود و آنچه برای [...]
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه 5 آذر1388ساعت 18:20  توسط ناهوک آنلاین  | 

سه نفر وارد بهشت نمی شوند

حضرت ابن عمر(رض)روایت می کند که پیامبر اکرم (ص)فرمودند:سه نفر هرگز وارد بهشت نمی شوند

اول:دیوث

دوم:کسی که همیشه مشروب  میخورد

سوم:فردی که خود را به شکل زنان در می اورد

صحابه عرض کردند:ای رسول خدا مشروب خوار را می دانیم ولی بفرمایید دیوث چه کسی است

ان حضرت (ص)فرمودند دیوث ان انسان بی شرم وبی حیایی است که پروایی ندارد که چه کسانی نزد زنش رفت وامد می کنند       

(طبرانی)

+ نوشته شده در  پنجشنبه 5 آذر1388ساعت 12:46  توسط ناهوک آنلاین  | 

چند دعاي مفيد ايات قران

وَإِذَا سَأَلَکَ عِبَادِی عَنِّی فَإِنِّی قَرِیبٌ أُجِیبُ دَعْوَةَ الدَّاعِ إِذَا دَعَانِ فَلْیَسْتَجِیبُواْ لِی وَلْیُؤْمِنُواْ بِی لَعَلَّهُمْ یَرْشُدُونَ 2:18ـــــــــ

ترجمه :

وهنگامی که بپرسند ترا بندگان من در باره من پس هر آیینه من نزدیکم اجابت می کنم دعای طلب کننده را وقتیکه سوالی کند مرا پس باید قبول کنند حکم مرا و باید ایمان آرند بمن تا ایشان براه نیک آیند.

            ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

رَبَّنَا آتِنَا فِی الدُّنْیَا حَسَنَةً وَفِی الآخِرَةِ حَسَنَةً وَقِنَا عَذَابَ النَّارِ 2:201

ترجمه :

ای پروردگار ما بده ما را در دنیا خوبی و در آخرت خوبی و نگهدار ما را از عذاب دوزخ.

            ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

رَبَّنَا أَفْرِغْ عَلَیْنَا صَبْرًا وَثَبِّتْ أَقْدَامَنَا وَانصُرْنَا عَلَى الْقَوْمِ الْکَافِرِینَ 2:250

ترجمه :

ای پروردگار ما بریز بر ما شکیبا یی و استوار دار قدم های ما را و مدد ده ما را بر گروه کافران.

          ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ                   

رَبَّنَا لاَ تُؤَاخِذْنَا إِن نَّسِینَا أَوْ أَخْطَأْنَا رَبَّنَا وَلاَ تَحْمِلْ عَلَیْنَا إِصْرًا کَمَا حَمَلْتَهُ عَلَى الَّذِینَ مِن قَبْلِنَا رَبَّنَا وَلاَ تُحَمِّلْنَا مَا لاَ طَاقَةَ لَنَا بِهِ وَاعْفُ عَنَّا وَاغْفِرْ لَنَا وَارْحَمْنَا أَنتَ مَوْلاَنَا فَانصُرْنَا عَلَى الْقَوْمِ الْکَافِرِینَ 2:286ترجمه :

 

ای پروردگار ما مگیر ما را اگر فراموش کردیم یا خطا کردیم.

ای پروردگار ما و بار مکن بر ما بار گران چنانکه نهادی آنرا بر کسانیکه پیش از ما بودند.

ای پروردگار ما و منه بر ما آنچه نیست طاقت ما را به آن و در گذر از ما و بیامرز ما را و رحم کن بر ما تویی پروردگار ما پس نصرت ده ما را بر گروه کافران.

           ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

رَّبَّنَا إِنَّنَا سَمِعْنَا مُنَادِیًا یُنَادِی لِلإِیمَانِ أَنْ آمِنُواْ بِرَبِّکُمْ فَآمَنَّا رَبَّنَا فَاغْفِرْ لَنَا ذُنُوبَنَا وَکَفِّرْ عَنَّا سَیِّئَاتِنَا وَتَوَفَّنَا مَعَ الأبْرَارِ 3:193

ترجمه :

ای پروردگار ما هر آیینه شنیدیم ندا کننده را( به آواز بلند) ندا می کرد بسوی ایمان که ایمان آرید به پروردگارتان ( پس ) ایمان آوردیم ای پروردگار ما پس بیامرز بما گناهان ما را و دور گردان از ما بدی های ما را و بیمران ما را با نیکوکاران.

              ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

رَبَّنَا وَآتِنَا مَا وَعَدتَّنَا عَلَى رُسُلِکَ وَلاَ تُخْزِنَا یَوْمَ الْقِیَامَةِ إِنَّکَ لاَ تُخْلِفُ الْمِیعَادَ 3:194

ترجمه :

ای پروردگار ما و بده ما را آنچه وعده کرده ای ما را به واسطه پیغمبران خود و رسوا مکن ما را روز قیامت هر آیینه تو خلا ف نمی کنی وعده را.

          ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

رَبَّنَا ظَلَمْنَا أَنفُسَنَا وَإِن لَّمْ تَغْفِرْ لَنَا وَتَرْحَمْنَا لَنَکُونَنَّ مِنَ الْخَاسِرِینَ 7:23

ترجمه :

ای پروردگار ما ستم کردیم بر نفسهای خود و اگر نیامرزی ما را و مهربانی نکنی بر ما البته میباشیم از زیان کاران.

            ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

رَبَّنَا لاَ تَجْعَلْنَا مَعَ الْقَوْمِ الظَّالِمِینَ 7:47

ترجمه :

ای پروردگار ما مگردان ما را با گروه ظالمان.

              ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

رَبَّنَا افْتَحْ بَیْنَنَا وَبَیْنَ قَوْمِنَا بِالْحَقِّ وَأَنتَ خَیْرُ الْفَاتِحِینَ 7:89

ترجمه :

ای پروردگار ما فیصله (حکم) کن در میان ما و در میان قوم ما براستی و تو بهترین حکم کنند‌گانی.

         ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

رَبَّنَا أَفْرِغْ عَلَیْنَا صَبْرًا وَتَوَفَّنَا مُسْلِمِینَ 7:126

ترجمه :

ای پروردگار ما فیصله (حکم) کن در میان ما و در میان قوم ما براستی و تو بهترین حکم کنند‌گانی.

              ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

رَبَّنَا لاَ تَجْعَلْنَا فِتْنَةً لِّلْقَوْمِ الظَّالِمِینَ وَنَجِّنَا بِرَحْمَتِکَ مِنَ الْقَوْمِ الْکَافِرِینَ 10:85-86

ترجمه :

ای پروردگار ما ( نگردان ما را محل عذاب ) زور آزمایی مکن با ما برای گروه ستمگاران و نجات بخش ما را برحمت خود از گروه کافران.

               ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

رَبَّنَا إِنَّکَ تَعْلَمُ مَا نُخْفِی وَمَا نُعْلِنُ وَمَا یَخْفَى عَلَى اللّهِ مِن شَیْءٍ فَی الأَرْضِ وَلاَ فِی السَّمَاء 14:38ترجمه :

 

ای پروردگار ما هر آیینه تو میدانی آنچه پنهان میداریم وآنچه آشکار میکنیم و نیست پوشیده بر خدا هیچ چیزدر زمین و نه در آسمان.

             ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

رَبَّنَا اغْفِرْ لِی وَلِوَالِدَیَّ وَلِلْمُؤْمِنِینَ یَوْمَ یَقُومُ الْحِسَابُ 14:41

ترجمه :

ای پروردگار ما بیامرز مرا و مادر و پدر مرا و مسلمانان را روزیکه قایم شود حساب.

          ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

رَبَّنَا آتِنَا مِن لَّدُنکَ رَحْمَةً وَهَیِّئْ لَنَا مِنْ أَمْرِنَا رَشَدًا 18:10

ترجمه :

ای پروردگار بده ما را از نزد خود بخششی و آماده ساز برای ما در کار ما درستی ( راهیابی ).

          ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

رَبَّنَا اغْفِرْ لَنَا وَلِإِخْوَانِنَا الَّذِینَ سَبَقُونَا بِالْإِیمَانِ وَلَا تَجْعَلْ فِی قُلُوبِنَا غِلًّا لِّلَّذِینَ آمَنُوا رَبَّنَا إِنَّکَ رَؤُوفٌ رَّحِیمٌ 59:10ترجمه :

 

ای پروردگار ما بیامرز ما را و آن برادران ما را که سبقت کردند بر ما بر ایمان و مگردان در دل ما هیچ کینه به نسبت آنانکه ایمان آورند. ای پروردگار ما هر آیینه تویی بخشاینده با رحم.

           ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

رَّبَّنَا عَلَیْکَ تَوَکَّلْنَا وَإِلَیْکَ أَنَبْنَا وَإِلَیْکَ الْمَصِیرُ

60:4ترجمه :

ای پروردگار ما خاص بر تو توکل کردیم و بسوی تو رجوع نمودیم و بسوی تست بازگشت همه.

            ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

رَبَّنَا أَتْمِمْ لَنَا نُورَنَا وَاغْفِرْ لَنَاإِنَّکَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ 66:8

ترجمه :

ای پروردگار ما تمام ده برای ما نور مارا و بیامرز مارا هرآیینه تو بر هر چیر توانایی.

          ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 نكته:  دعا چه فارسي يا عربي يا هر زباني فرق ندارد  فقط دعا بكنيد اوست كه قبول مي كند.

 

منبع: وبلاگ تبلیغ جماعت

+ نوشته شده در  پنجشنبه 5 آذر1388ساعت 12:33  توسط ناهوک آنلاین  | 

مصاحبه سنی آنلاین با شيخ الاسلام مولانا عبدالحمید در پی سفر اخیر ایشان به تهران و قم

از امام جمعه اهل سنت زاهدان پرسیدیم: چه مسائلی در این ملاقاتها مطرح شد؟l,ghkh


مولانا عبدالحمید گفت: اهم مسایل مطروحه در این ملاقاتها، تبعیضاتی بود که 30 سال است اهل سنت آنها را تحمل می کنند. مشارکت اهل سنت در واگذاری مسئولیتها و مناصب و بکار گیری آنان در پستهای کلیدی و کلان و مدیریتهای منطقه ای در تمام مناطق بسیار اندک است. تبعیضهای استخدامی در نیروهای مسلح از جمله گلایه های مطرح شده است.
از دیگر موارد، مسئله ساماندهی مدارس است. با توجه به اساسنامه وآئین نامه اجرائی اگر چه عبارت ساماندهی، عبارت خوبی است، اما در عمل این طرح نه ساماندهی بلکه تصرف مدارس دینی اهل سنت است.

برای مشاهده متن کامل مصاحبه به ادامه مطلب مراجعه نمائید.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه 5 آذر1388ساعت 12:27  توسط ناهوک آنلاین  | 

مطالب قدیمی‌تر